کل ماجرای این روزها
🔰کل ماجرای این روزها
🔹جهان در حال ورود به یک دوره گذار است؛ دورهای که در آن نظمهای قدیمی فرو میریزند و «کیک جدید قدرت» در حال تقسیم است. در چنین بزنگاههایی، ایران همواره یکی از کانونهای اثرگذار بوده و طبیعی است که امروز نیز آماج فشار قرار بگیرد. در این معادله، مسئله اصلی نه یک دولت یا یک جریان سیاسی، بلکه خود «ایران» است؛ کشوری که اگر تضعیف، تجزیه یا تسلیم شود، منافع غرب آسانتر تأمین خواهد شد.
🔹در دو قرن گذشته، جمهوری اسلامی نخستین نظامی بوده که توانسته بهطور مؤثر از تمامیت ارضی ایران دفاع کند. تجربه جنگ هشتساله و ۱۲ روزه، مهار پروژههای تجزیهطلبانه و ایجاد بازدارندگی امنیتی نشان داده که این نظام در حوزه دفاعی و امنیت ملی کارنامهای قابل دفاع دارد و امروز نیز ظرفیت مطالبه حداکثری حق ایران را در نظم جدید جهانی داراست. همین واقعیت، آن را به مانعی جدی در برابر پروژههای سلطه تبدیل کرده است.
🔹بر همین اساس، فشارها در اشکال مختلف دنبال شدهاند؛ از تحریم و انزوا تا تهدید نظامی و بیثباتسازی داخلی. در این میان، نباید از یک واقعیت چشم پوشید: اقتصاد و معیشت، زخمی عمیق و مزمن است؛ زخمی بهجامانده از گذشته که جمهوری اسلامی در ترمیم کامل آن موفق نبوده و همین ضعف، بستر فشارهای جدید را فراهم کرده است.
اما این ناترازی به معنای ناتوانی ذاتی نیست. همان نظامی که در میدان دفاع از کشور توانمند عمل کرده، میتواند با اصلاح رویکردها و تصمیمهای درست، در میدان اقتصاد نیز موفق شود. فهم درست شرایط امروز، نه با سادهسازی دشمن و دوست، بلکه با شناخت دقیق تهدیدها و ظرفیتهای ملی ممکن است.
🔹ایران امروز بیش از هر چیز به تفکیک درست میدانها نیاز دارد؛ دفاع از کشور در یک سو، و اصلاح اقتصاد در سوی دیگر. آمیختن این دو یا قربانی کردن یکی به نام دیگری، همان خطایی است که دشمن روی آن حساب کرده است.
اصلاح اقتصاد بدون امنیت، خیالپردازی است.