چگونه بفهمیم که آشوبهای اخیر، سازمانیافته است یا نه؟!
🔰 چگونه بفهمیم که آشوبهای اخیر، سازمانیافته است یا نه؟!
همه تجمعها و اعتراضها الزاماً بهمعنای آشوب نیستند، اما تجربههای میدانی نشان میدهد زمانی که یک نارضایتی از مسیر طبیعی خود خارج میشود، نشانههای مشخصی از «سازمانیافتگی» بروز میکند.
یکی از اولین نشانهها، هماهنگی زمانی و مکانی غیرطبیعی است؛ شروع تجمعها در ساعات خاص مانند غروب یا شب، انتخاب نقاط نمادین یا گلوگاهی شهر و تکرار الگوی مشابه در چند شهر. در التهابات اخیر نیز تفاوت اعتراضات روز اول (هفتم دیماه) با آشوبهای روزهای بعد، از همین زاویه کاملاً قابل مشاهده است.
نشانه دوم، وجود هستههای کنشگر ثابت در دل جمعیت است. در آشوبهای اخیر، معمولاً گروههای کوچک اما فعالی دیده میشوند که نقش محرک دارند؛ شعارها را آغاز میکنند، مسیر جمعیت را تغییر میدهند یا اولین اقدام خشونتآمیز را انجام میدهند. این افراد اغلب ناشناساند، چهره پوشیده دارند و بلافاصله پس از ایجاد تنش، از صحنه فاصله میگیرند.
نشانه سوم، الگوی هدفگیری واحد و تکرارشونده است. در اعتراضات خودجوش، اگر تخریبی هم رخ دهد، پراکنده و بدون منطق مشخص است؛ اما در التهابات اخیر، تخریب همزمان بانکها، پمپبنزینها، مراکز خدماتی و اموال عمومی خاص، نشان میدهد خشم کور مردمی در کار نیست و اهداف از قبل انتخاب شدهاند.
چهارمین نشانه، سطح و نوع خشونت نامتناسب با مطالبه است. زمانی که مطالبه اقتصادی یا صنفی است اما رفتار میدانی خیلی سریع به آتشزدن، حمله سازمانیافته، استفاده از سلاح سرد یا گرم و درگیری شدید میرسد، میتوان گفت خشونت «تزریق» شده و زاییده طبیعی اعتراض نیست؛ درست مانند آنچه در برخی شهرستانها در آشوبهای اخیر رخ داد.
نشانه پنجم، گردش سریع و همزمان روایت رسانهای از میدان به خارج است. در آشوب سازمانیافته، بلافاصله پس از هر اتفاق میدانی، روایتهای آماده در شبکههای اجتماعی و رسانههای برونمرزی منتشر میشود؛ روایتهایی که پیش از تکمیل اطلاعات، مقصر را مشخص کرده و بار احساسی سنگینی دارند. این همزمانی میدان و رسانه که در آشوبهای اخیر بهوضوح دیده میشود، نشانه اتصال تیمهای میدانی به اتاق عملیات آشوب است.
نشانه ششم، تلاش برای کشتهسازی است. برجستهسازی مرگ یک فرد، ساخت روایت احساسی و استفاده از واژگان تحریککننده برای تبدیل یک مرگ به «نقطه عطف»، از شاخصترین علائم سازمانیافتگی است؛ رویکردی که در آشوبهای اخیر نیز از سوی اتاق عملیات آشوب دنبال میشود.
و نهایتاً، تداوم و بازتولید آشوب علیرغم افت مشارکت عمومی. وقتی بدنه اجتماعی همراهی نمیکند اما آشوب با شدت بیشتر و توسط هستههای ثابت ادامه مییابد، روشن است که نیروی محرک از درون جامعه تأمین نمیشود، بلکه متکی به یک شبکه محدود اما مصمم است؛ موضوعی که در آشوبهای اخیر نیز قابل مشاهده است.
باید توجه داشت که آشوب سازمانیافته را نه با یک نشانه، بلکه با همنشینی خشونت هدفمند، هستههای محرک، روایتسازی همزمان و انتخاب هوشمند زمان و مکان میتوان تشخیص داد. تفاوت بنیادین آن با اعتراض خودجوش نیز در همین نکته نهفته است که در آشوب سازمانیافته، میدان تابع روایت است، نه روایت تابع میدان.