چرا فراخوان رضا پهلوی شکست خورد؟
چرا فراخوان رضا پهلوی شکست خورد؟
شکست فراخوان ربع پهلوی برای کشاندن مردم به خیابان، نتیجهی همزمان چند عامل فردی، ساختاری، اجتماعی و سیاسی است.
رضا پهلوی فاقد شخصیت کاریزماتیک است. کاریزما صرفاً شهرت یا نام خانوادگی نیست؛ ترکیبی است از زبان، شجاعت، ارتباط عاطفی و توان الهامبخشی.
رضا پهلوی بیش از آنکه سیاستمداری میدانی باشد، محصول رسانه است. این ویژگی باعث شده او نتواند منطق زیست روزمرهی مردم داخل ایران را درک و بازنمایی کند.
یکی از ضعفهای اساسی شخصیتی او، ناتوانی در عبور از «هویت موروثی» است. رضا پهلوی نتوانسته خود را از سایهی پدر و نظام گذشته که البته تصویر مثبتی از آن وجود نداشته جدا کند،برنامه نو و مشخصی ارائه نداده،و بیشتر حامل یک نام است تا صاحب یک ایدهی سیاسی منسجم.
مردم زمانی هزینه میدهند که احساس کنند رهبر نیز همسطح آنها هزینه میدهد. زیست امن، دور از خطر، و خارج از میدان حس همسرنوشتی ایجاد نمیکند و فراخوان خیابانی را به امری «از بالا به پایین» تبدیل میکند.در چنین شرایطی، جامعه از خود میپرسد: «چرا من هزینه بدهم؟»
فراخوان زمانی کارآمد است که دعوتکننده نمایندهی یک تجربهی زیسته و مطالبات ملموس جامعه باشد. رضا پهلوی، سالهاست خارج از ایران زندگی میکند و پیوند ارگانیک با لایههای اجتماعی داخل کشور ندارد و علنا نیز اعلام کرده برای مبارزه هزینه نخواهد کرد.
تحرک خیابانی پایدار، نیازمند شبکهی درونکشوری، رهبری میدانی و حداقلی از انسجام است. فراخوانهای رسانهای بدون پشتوانه، معمولاً به «انتظارِ حضور دیگران» ختم میشود و به کنش جمعی بدل نمیگردد.
جامعه از تجربههای گذشته آموخته است که «آمدن به خیابان» اگر به نقشهی راه مشخص برای فردای آن منتهی نشود، صرفاً هزینه است.
برای بخش قابلتوجهی از جامعه، نام پهلوی با وابستگی و ناکارامدی تاریخی گره خورده است . افزون بر آن، ادبیات نمادینِ نوستالژیک دروغینی که رسانه های فارسی زبان خارجی در سالهای گذشته بر روی ان سرمایه گذاری سنگینی کرده برای نسلهای جدید جذابیت بسیجگر ندارد و قادر به تولید اجماع ملی نیست.
برداشت عمومی از نزدیکی رضا پهلوی به دولتها و بازیگران خارجی—بهویژه اسرائیل—بهشدت به اعتبار فراخوان لطمه زد. در جامعهای با حافظهی تاریخیِ پررنگ از مداخلهی خارجی، هر نشانهای از اتکای بیرونی، مشروعیت را تضعیف میکند.
پس از سالها بحران، جامعه وارد فاز محاسبهگرانهتری شده است. این عقلانیت اجتماعی، فراخوانهای احساسی را کماثر میکند.
نهایتا آنکه در سیاست، «صدای بلند» جای «پایگاه واقعی» را نمیگیرد؛ و با وجود استفاده رضا پهلوی از همه ظرفیت های عملیاتی و رسانه ای عبری و غربی اما ایرانیان ثابت کرده اند که در طول تاریخ هیچ گاه نظامی که کنار گذاشته اند را باز نخواهند گرداند.