مبارزهٔ سرنوشتساز
مبارزهٔ سرنوشتساز
🔸ملّت ایران چه بخواهد چه نخواهد درگیر یک مبارزهٔ سرنوشتساز است. این مبارزه هم از اینجا آغاز میشود که ملّت ایران مایل است که مستقل باشد، عزیز باشد، پیشرفته باشد، خودش از امکاناتش استفاده کند؛ و اگر این کارها اتّفاق بیفتد، یک قدرت نوظهوری در دنیا خواهد شد؛ با تفکّرات خاص و با جهتگیریهای خاص. این با منافع قدرتهای مسلّط جهانی معارض است؛ لذا نمیخواهند بگذارند این اتّفاق بیفتد؛ مبارزه از اینجا شروع میشود. اینکه بعضیها نظام را متّهم کنند به اینکه «سرِ جنگ با این و آن دارند و نمیگذارند که کشور نفسی بکشد و کاری بکند»، اینها حرفهای سطحی و نااندیشیده است؛ حرفهای درستی نیست، حرفهای غلطی است. حالا مثلاً فرض کنید ممکن است که امروز سیاستهای فلان دولت - مثلاً آمریکا - اقتضا بکند که بین سردمداران نظام جمهوری اسلامی تفکیکی قائل بشود و بگویند این خوب است، آن بد است امّا آنوقتی که فرصت بکنند همان خوب هم تبدیل میشود به بد؛ این را همه بدانند.
🔸تا وقتی مسئلهای به نام جمهوری اسلامی وجود دارد و افکار و آرمانهایی بهعنوان آرمانهای جمهوری اسلامی مطرح است، این با مزاج و ذائقهٔ قدرتهای جهانی سازگار نیست و با این مبارزه میکنند تا او را در مُشت بگیرند؛ همچنانکه در گذشته و امروز هم در بعضی کشورهای دیگر، و در گذشته کشور خود ما هم در مُشت آنها بود. خب ایران کشور مهمّی است، ظرفیّتهای مهم اقتصادی و مالی و فرهنگی و تاریخی و غیره دارد، همهٔ این مجموعه در اختیار آمریکا بود - اوّل انگلیس؛ بعد هم آمریکا - حاکمش را او معیّن میکرد، رضاخان را انگلیسها سرِکار آوردند؛ محمّدرضا را آنها سرِکار آوردند؛ بیستوهشتم مرداد را آنها به وجود آوردند؛ دخالتهای گوناگون در سیاستهای ارتباطاتی و اقتصادی و غیره؛ همه در اختیار آنها بود؛ آنها این را میخواهند؛ همچنانکه امروز در مورد کشورهای دیگر هست.
🔸خب، یک کشور اسلامی - مصر - صریحاً با اسرائیل - با رژیم صهیونیستی - اعلام ارتباط میکند! این بهخاطر چیست؟ بهخاطر این است که آمریکا این را میخواهد. اینها هم مایلند که جمهوری اسلامی و کشور عزیز ما هم همینجور باشد، هرجور آنها میخواهند، ما همانجور عمل بکنیم؛ هرطرف آنها میگویند، به آنطرف حرکت کنیم؛ با یکی ببندیم، با یکی قهر کنیم؛ به یکی بفروشیم، به یکی نفروشیم؛ دعوا از اینجا شروع میشود. این ملّت به حکم غیرت خود، به حکم سابقهٔ خود، به حکم هویّت خود و به حکم اسلام ایستاده است! مبارزه این است. بنابراین یک مبارزهای وجود دارد و این مبارزه با نظام جمهوری اسلامی خواهناخواه هست؛ تا وقتی جمهوری اسلامی هست، [این مبارزه] هست.
اگر بخواهید این مبارزه از بین برود فقط باید یکی از دو حالت پیش بیاید: یا باید جمهوری اسلامی آنقدر نیرومند و قوی بشود که بتواند حرف خودش را به کرسی بنشاند و طرف مقابل جرئت نکند به او تعرّض بکند که ما دنبال این راهیم؛ یا بایستی هویّت اصلی خودش را از دست بدهد و صورت بیجانی باشد، اسم بیمسمّایی باشد، مثل بعضی کشورهای دیگری که اسمشان جمهوری اسلامی است و از اسلام هم در آنها هیچ خبری نیست. یکی از این دوتا راه است؛ راه سوّمی وجود ندارد. خب بنابراین این مبارزه یک مبارزهی حتمی و اجتنابناپذیر است؛ یک میدان مبارزه است.
اوّلین آماج آنها هم در این میدان مبارزه، اصل نظام اسلامی است؛ نظام اسلامی آماج اصلی آنها است، بقیّهٔ مسائل، مسائل بعدی است یا مسائل فرعی است؛ آن چیزی که هویّت اصلی نظام را تشکیل میدهد، آماج حملهٔ آنها است. البتّه من بارها در مورد حفظ نظام صحبت کردهام؛ اینکه امام فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است یا اوجب واجبات است، بعضی تصوّر میکنند که منظور از نظام که در اینجا گفته میشود صرفاً همین ساختار سیاسیِ موجود است که این را ما باید به هر قیمتی حفظ کنیم؛ نه، تنها این نیست، نظام فقط ساختار سیاسی نیست؛ نظام یعنی ساختار سیاسی با مجموعهٔ اهداف و آرمانهایی که در آن است. حفظ نظام، یعنی حفظ همهٔ ارزشهایی که نظام اسلامی خودش را متعهّد به آنها میداند؛ مثل عدالت، مثل پیشرفت، مثل معنویّت، مثل علم، مثل اخلاق، مثل مردمسالاری، مثل قانونگرایی، مثل آرمانگرایی؛ آرمانگرایی جزو مؤلّفههای اصلی نظام اسلامی است و نظام اسلامی بدون آرمانگرایی یک چیز سطحی و صوری است. خب، حالا [جوان این مملکت] نمیتواند خودش را از این مبارزه برکنار بداند؛ باید مبارزه کند.
بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان، ۱۲ تیر ۱۳۹۵