معاون فرهنگی نوشهر

معاون فرهنگی نوشهر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

یدیعوت آحارونوت: جنگ و آشوب علیه ایران جواب نمی‌دهد

17 دی 1404 توسط دهقان

🔰 یدیعوت آحارونوت: جنگ و آشوب علیه ایران جواب نمی‌دهد

🔸نشریه صهیونیستی اذعان کرد اغتشاشات در ایران پا نگرفته است و درگیری بین ایران، اسرائیل و ایالات متحده نیز که در حال حاضر در افق دیده نمی‌شود، در صورت وقوع می‌تواند مردم ایران را متحدتر کند.
رون بن یشای تحلیلگر امنیتی روزنامه یدیعوت آحارونوت در یادداشتی نوشت: رژیم ایران حداقل دو لایه دفاعی دارد- سپاه پاسداران و بسیج، و به نظر نمی‌رسد که آنها در شرف سقوط باشند.
ایرانی‌ها در حال تمرین پرتاب موشک هستند و سعی می‌کنند آمریکا و اسرائیل را بازدارند، اما فعلاً بهتر است ترامپ و نتانیاهو منتظر بمانند و برای توافقی تلاش کنند که تهدید را از آنها دور نگه دارد. یک حمله جدید، حتی اگر مؤثر باشد، می‌تواند به اتحاد در ایران منجر شود.

🔸علاوه ‌بر این، عامل دیگری هم در ایران وجود دارد که از حکومت محافظت می‌کند و آن، ارتش ایران است. در عمل، ایران دو ارتش دارد: سپاه پاسداران و ارتش رسمی. وظیفه ارتش معمولاً دفاع از مرزها و امنیت خارجی ایران است، در حالی که در داخل کشور سپاه و بسیج عمل می‌کنند. هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که بسیج و سپاه پشت نظام را خالی کنند. انگیزه آن‌ها برای دفاع از نظام همچنان بالا است.

🔸در وضعیت کنونی، معترضان (اغتشاشگران) شانسی ندارند. شمارشان کم است و نهادهای حاکمیتی را به‌طور جدی تهدید نمی‌کنند. به همین دلیل تعداد کشته‌شدگان نیز برخلاف موج‌های سال‌های ۲۰۲۲، ۲۰۱۹ و ۲۰۰۹، پایین باقی مانده است.

🔸عامل دوم این است که معترضان، رهبری منسجم ندارند. بخشی از معترضان صرفاً بهبود شرایط اقتصادی می‌خواهند: برق بیشتر، آب بیشتر، شغل و به‌ویژه مهار تورم. گروهی دیگر، خواهان سرنگونی هستند، اما هدف مشترک و واحدی وجود ندارد. دانشجویان برای یک چیز اعتراض می‌کنند، بازاریان برای چیز دیگر. حکومت نیز به‌ویژه نسبت به مطالبات اقتصادی نوعی همدلی و درک نشان می‌دهد و نشانه‌هایی وجود دارد که می‌خواهد به بخشی از این خواسته‌ها پاسخ دهد.

🔸سومین دلیل این است که بعید به نظر می‌رسد هیچ عامل خارجی در حال حاضر وارد اقدام نظامی ‌شود؛ نه دونالد ترامپ، با وجود تهدیدهایش، و نه اسرائیل. دلیل آن ساده است: در دستگاه امنیتی و جامعه اطلاعاتی اسرائیل این درک وجود دارد که اگر اکنون به ایران حمله شود، حتی همان احتمال اندک سقوط حکومت نیز از بین خواهد رفت، زیرا مردم حول حکومت متحد می‌شوند؛ همان‌گونه که در موارد دیگر، از جمله در جنگ ایران و عراق، چنین شد.

🔸در مورد ترامپ، با وجود لحن تهدیدآمیز او و روحیه تهاجمی‌اش پس از موفقیت در ونزوئلا و بازداشت مادورو، اقدام نظامی در خاورمیانه موضوعی بسیار پیچیده است. نخست به این دلیل که شمار زیادی از شهروندان و نیروهای نظامی آمریکا در منطقه حضور دارند که ایران می‌تواند برای تلافی به آنها و به اسرائیل حمله کند.

🔸ایران توانسته بیش از ۲۰۰۰ موشک تولید کند و شمار پرتابگرهای خود را افزایش دهد تا جایگزین پرتابگرهایی شود که در جریان جنگ اسرائیل علیه ایران از کار افتادند. بنابراین ایران قادر است خسارات سنگین وارد کند و حتی تلفات بگیرد؛ از جمله علیه نیروهای آمریکایی مستقر در عراق، در پایگاه‌های بزرگ آن کشور مانند عین‌الاسد و مناطق کردنشین، و همچنین می‌تواند بزرگ‌ترین پایگاه آمریکا در قطر، العدید، را با موشک هدف قرار دهد. افزون بر آن، توان حمله به تأسیسات آمریکایی و سعودی در عربستان را نیز دارد؛ اهدافی که پیش‌تر هم به آن‌ها ضربه زده است.

🔸به بیان دیگر، حمله به ایران مستلزم آمادگی عظیم و عمیق هم از سوی اسرائیل و هم از سوی آمریکا است تا بتوانند پاسخ یا ضدحمله ایران را مهار کنند. چنین آمادگی‌ای زمان و تلاش لجستیکی گسترده می‌طلبد؛ بنابراین احتمال وقوع آن در آینده نزدیک، بسیار اندک است.

🔸در حال حاضر نه اسرائیل و نه آمریکا دلیل فوری برای حمله به ایران ندارند. چنین حمله‌ای دستاوردی بیش از آنچه در آن جنگ حاصل شد، نخواهد داشت. احتمالی نیز وجود دارد که به‌دلیل ناآرامی‌ها، تهران به سمت مذاکره با آمریکا حرکت کند یا این روند را تسریع نماید: توافقی درباره برچیدن سلاح هسته‌ای، محدودیت موشکی و توقف فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده. این دقیقاً همان چیزی است که هم اسرائیل و هم آمریکا خواهان آن هستند: توافقی که برای سال‌های طولانی خطر ایران، و توان آن برای اقدامات تروریستی از طریق نیروهای نیابتی را از میان ببرد.

 

 نظر دهید »

ترامپ کمی تاریخ بخواند!

17 دی 1404 توسط دهقان

🔰 ترامپ کمی تاریخ بخواند!

 

🔸جمهوری‌خواهان آمریکا برای تغییر تاریخ و بازگرداندن این کشور به جایگاه ابرقدرتی در طول حدود ۳۰ سال اخیر تلاش زیادی کرده‌اند. یکی از کلیدواژه‌های آنان در این بین تغییر اساسی خاورمیانه و به تعبیر خودشان تشکیل خاورمیانه جدید بوده است.

🔸مقامات این کشور برای بازگرداندن آمریکا به‌موقعیت پیشین از سال ۱۳۷۳ دست به‌کار شدند. خروجی هفت سال تلاش آنان دست زدن به چندین جنگ در حدفاصل ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ بود؛ اشغال افغانستان‌، اشغال عراق و جنگ لبنان در این راستا شکل گرفتند. در جریان دو جنگ اول و دوم بنا به نقل منابع آمریکایی نزدیک به ۳۰۰ هزار نیروی نظامی و اطلاعاتی به همراه صدها فروند هواپیما و ده‌ها ناو جنگی به‌کار گرفته شدند و در مدت چهار سال نزدیک به یک میلیون نفر شهروند افغان و عراقی را کشتند و البته در این بین بنا به اعلام خودشان حدود ۵۰۰۰ افسر ارتش آمریکا هم کشته شدند.

🔸در نهایت در هر دو جنگ ارتش آمریکا که با یک ائتلاف نظامی غربی هم حمایت می‌شد‌، شکست خورد و این شکست را اعلام رسانه‌ای هم کرد. از جمله دونالد ترامپ ده‌ها بار به شکست ارتش آمریکا تصریح کرد و از جمله گفت آمریکا علی‌رغم هفت تریلیون دلار هزینه نتوانست به اهداف خود برسد و با افتضاح از منطقه خاورمیانه خارج گردید. در همین هفته‌های اخیر هم که سند ۲۰۲۵ امنیت ملی آمریکا منتشر گردید به شکست مطلق آمریکا در این جنگ‌ها تصریح شد. جالب این است که جرج بوش و ترامپ هر دو از حزب جمهوری‌خواه هستند.

🔸اگر خوب دقت کنیم درمی‌یابیم که جرج بوش برای بازگرداندن آمریکا به جایگاه سابق خود از ترامپ خیلی مصمم‌تر بود. نشانه آن توسل او به جنگ سنگین در طول چند سال بود و حال آنکه شعار ترامپ این است که اولاً آمریکا مسئول امنیت جهان نیست یعنی بحث اعاده ابرقدرتی ندارد و ثانیاً به عملیات سنگین نظامی و درگیری زمان‌بر اعتقاد ندارد. پس واضح است که آمریکای ترامپ تلاش می‌کند از طریق یک سری اقدامات نمادین کم هزینه و با تعریف نُرم‌های خاص مثل اتهام‌پراکنی و سپس عملیات محدود اطلاعات پایه مثل ربایش یک رئیس‌جمهور‌، موفقیت‌های نمادین بسازد و از طریق آن مدعی اقتدار آمریکا شود؛ اما انسان‌های فهیم می‌دانند عملیات‌هایی مثل ربایش یک رئیس‌جمهور قانونی یا حمله به تأسیسات هسته‌ای تحت کنترل آژانس بین‌المللی قدرت نمی‌خواهد‌، وقاحت و ریسک پذیری می‌خواهد.

🔸اما این موضوع تا آنجا که به ما باز می‌گردد روشن است. برای درک دقیق کمی مطالعه تاریخ نیاز دارد و ترامپ بیش از هر فرد دیگری نیازمند مطالعه تاریخ است. آمریکا و ایران چند بار مصاف داشته‌اند. یکی ازآن‌ها مصاف بسیار سنگین حد فاصل ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ می‌باشد.

🔸مقامات آن وقت آمریکا و انگلیس بعد از حمله به دو سوی ایران یعنی افغانستان و عراق با صراحت از امکان تکرار آن‌ها علیه ایران صحبت کردند. در آن زمان وضع داخلی ایران از حیث دولت و مجلس و احزاب و روزنامه‌ها خوب نبود. دولت وقت شعارش کنار آمدن با آمریکا بود و عناصر دولت در داخل هم به آشوب دعوت می‌کردند. ۱۲۳ نماینده مجلس در آن مقطع و در بحبوحه تهدیدات آشکار عوامل دولت‌های بوش و بلر، نامه تسلیم منتشر کردند و برای واداشتن نظام به آن دست به تحصن زدند که حتماً یادتان است. روزنامه‌ها هم آن‌قدر صحنه آشوب بود که وزیر ارشاد آن دولت که خود نقش مهمی در لجام‌گسیختگی مطبوعات داشت در‌باره یکی از این روزنامه‌ها گفت واقعاً این دیگر صدای اسرائیل در ایران است.

🔸وضع آشوب‌ها و تجمعات افراطی
هر روزه در میادین و دانشگاه‌ها هم که فراموش نکرده‌اید. نارضایتی اجتماعی از دولت و طیف حاکم هم به‌گونه‌ای بود که مردم در جریان انتخابات با وجود کاندیداتوری افراد سرشناسی مثل مرحوم آیت‌الله ‌هاشمی رفسنجانی‌، به فرد ‌کمتر شناخته‌شده‌ای رأی دادند و او در دور دوم با نزدیک به ۲۵ میلیون رأی رکورد انتخابات ریاست جمهوری را زد.
خب پس در آن مقطع، وضع دشمن این بود که با حدود ۳۰۰ هزار نیروی نظامی و اطلاعاتی‌، عملاً دو سوی مرز ما را در اختیار گرفته بود و سرمست از سرنگونی دو دولت مسلمان در دو سوی ایران از قریب‌الوقوع بودن حمله نظامی و تغییر دولت در ایران حرف می‌زد. از این سو وضع داخلی ایران هم به‌گونه‌ای بود که شرح آن رفت. اما با این وصف همه چیز برخلاف تحلیل‌ها جلو رفت. در پایان سه جنگ سنگین‌، قوای ائتلاف غربی از هم پاشید تا جایی که حتی انگلیس هم بعد از حدود دو سال قوای نظامی خود را از افغانستان و عراق خارج کرد و بدین ترتیب ائتلاف نظامی غرب از هم پاشید. آمریکا ناگزیر شد زودتر از افغانستان‌، قوای خود را از عراق خارج کندکه خود جای تحلیل دارد.

🔸بعد آمریکا در افغانستان به بن‌بست رسید ولی چون خارج شدن آن به بازگشت قطعی دولت طالبان به قدرت که با حمله آمریکا ساقط شده بود‌، منجر می‌شد‌، چندین سال بصورتی خجولانه در افغانستان باقی ماند اما در نهایت با همان طالبان وارد مذاکره شد و سپس خاک این کشور را پس از بیست سال حضور بی‌فایده و پرهزینه ترک کرد! از آن طرف ماجرا ایران علی‌رغم رعبی که در پیرامونش ایجاد کرده بودند و به‌رغم فشار غرب‌گراهای داخلی نه تنها گامی به عقب بر‌نداشت‌، توانست با یک سیاست اصولی و با محوریت دوستان افغان و عراقی‌، سیاست‌های تجاوزکارانه آمریکا در این دو کشور را با شکست مطلق مواجه گرداند و وضع داخلی خود را نیز انسجام ببخشد.

🔸الان و در این زمان وضع ایران را با وضع آن زمان مقایسه کنید و سپس نگاهی به وضع آمریکا در آن زمان و این زمان بیاندازید. در آن زمان قدرت نظامی ایران به‌عنوان یک هماورد خطرناک از سوی دشمن به رسمیت شناخته نشده بود، اما امروز کنگره آمریکا در گزارشی که از جنگ ۱۲ روزه ارائه نموده است می‌گوید ایران ۵۷۴ موشک شلیک کرده که ۲۷۳ عدد آن توسط سامانه‌های دفاعی آمریکا و اسرائیل رهگیری شده‌اند که در این بین سهم سه ابر سامانه آمریکایی ۲۳۰ فروند بوده است. همین گزارش می‌گوید از روز هشتم جنگ روند رهگیری موشک‌های ایران‌، کاهشی شده در حالی که روند اصابت موشک‌های ایران صعودي بوده است. این گزارش سهم رهگیری موشک‌های ایران توسط سه سامانه پر خرج اسرائیلی در طول جنگ را تنها ۴۴ فروند ذکر کرده است. ایران حتی درصدی از این قدرت را در دهه ۱۳۸۰ نداشت.

🔸در بحث داخلی ایران هم اگر قیاسی با دهه ۱۳۸۰‌ نماییم وضع انسجام امروز ما از آن زمان بهتر است. امروز دیگر از وزارت کشور فرمان آشوب صادر نمی‌شود‌، از دفتر رئیس‌جمهور از آشوب‌طلبان حمایت نمی‌شود، از وزارت خارجه پیغام تسلیم ایران به سفارت سوئیس تحویل داده نمی‌شود.

🔸از آن طرف‌، آمریکا امروز به مسئله و مشکل اول جهان تبدیل شده است و در داخل آمریکا سیاست‌های دولت این کشور افراطی با پیامدهای منفی زیاد علیه منافع آمریکا ارزیابی می‌گردد. آمریکا امروز هم بسیار منفورتر از آن زمان و هم گرفتارتر از آن زمان است. البته الان باید فکر عاجلی برای اقدامات دیوانه‌وار ترامپ کرد. ضربه‌ای فوری باید تا سر جایش بنشیند و این توان وجود دارد کما اینکه دم و دنباله‌های آمریکا در جهان هم می‌توانند در معرض قرار بگیرند. امروز همه جهان از چنین پاسخی حمایت می‌کنند.

 

 نظر دهید »

تله سیاست حذف ارز ترجیحی

17 دی 1404 توسط دهقان

🔰تله سیاست حذف ارز ترجیحی

🔹با حذف ارز ترجیحی در خرداد ۱۴۰۱ ابتدا شوک بزرگی به قیمت‌ها وارد شد و تورم ماهانه به حدود ۱۲ درصد رسید. اما پس از آن، تورم به‌تدریج آرام‌تر شد. علت اصلی این بود که افزایش قیمت‌ها بیشتر “یکباره” بود. با انتقال کالاهای اساسی به سطح قیمتی جدید، دیگر همان شوک هر ماه تکرار نشد و رشد ماهانه قیمت‌ها کاهش یافت، هرچند سطح قیمت‌ها بالا ماند. دولت برای مهار موقت تورم از ابزارهایی مانند کنترل و سقف‌گذاری قیمت، محدودیت توزیع و صادرات استفاده کرد که سرعت افزایش قیمت‌ها را کم کرد.

🔹پرداخت یارانه نقدی نیز اثر دوگانه ایجاد کرد:
🔻 از یک‌سو فشار بر قدرت خرید را تخفیف داد
🔻و از سوی دیگر باعث شد بخشی از مصرف‌کنندگان احتیاط کنند و تقاضای مؤثر کاهش یابد، که به طور موقت تورم را پایین‌تر آورد.

🔹با وجود همه این‌ها، تورم در سطوح بالای ۳۰ درصد باقی ماند و حتی در دوره‌هایی دوباره اوج گرفت.

🔹دلیل اصلی روشن است: ریشه‌های ساختاری تورم همچنان پابرجا بود. کسری مزمن بودجه، رشد بالای نقدینگی و بی‌ثباتی در بازار ارز . به بیان دیگر، شوک حذف رز ترجیحی تخلیه شد، اما موتورهای اصلی تورم خاموش نشدند. این مسیر ادامه پیدا کرد، بدون اینکه دولت، شوک های درونزا و برون‌زا را کنترل و مدیریت کند.

🔹تا اینکه در آذر، دی و بهمن ۱۴۰۳، چند اتفاق مهم رخ دادند. تشکیل بازار توافقی و حذف بازار نیما، اخبار مربوط به بودجه ۱۴۰۴، افزایش شوک های ژئوپلیتیک در منطقه و بالاخره افزایش انتظارات منفی در بازار ارز ناشی از تشکیل دولت ترامپ در امریکا. این چهار عامل منجر به روشن شدن یکی از موتورهای تولید تورم، یعنی نرخ ارز، در اقتصاد شد و عملا همه چیز به دوران قبل از خرداد ۱۴۰۱ برگشت.

🔹بنابراین نکته مهم صرفاً وارد شدن شوک تورمی ناشی از این سیاست نیست، چرا که احتمالا در ماه های آینده این شوک تخلیه خواهد شد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، توانایی دولت در ایجاد ثبات در بازار، پس از اجرای طرح است. اگر دولت بعد از آزاد سازی قیمت ها، نتواند عوامل تولیدکننده تورم را ( از کانال نقدینگی و رز) کنترل کند، هزینه بسیار بالایی پرداخت کرده است، بدون آنکه دستاوردی حاصل شود و در چنین شرایطی اعتماد ملی به نظام بیش از پیش آسیب می‌بیند.

 

 نظر دهید »

ازگشت غرب به تنظیمات کارخانه!

17 دی 1404 توسط دهقان


🔰بازگشت غرب به تنظیمات کارخانه! 

🔻1- «دارون عجم اوغلو» و «جیمز رابینسون» در همان فصل‌های آغازین کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» وقتی می‌خواهند به شواهد تاریخی که به توسعه کشورهای غربی منجر شده اشاره کنند، سراغ نخستین استعمارگران اروپایی یعنی پرتغال، اسپانیا و انگلیس می‌روند. سپس آنجا که می‌خواهند به «اهمیت نهادها» و «نهادسازی» به عنوان «پایه‌های مهم توسعه» اشاره کنند، به گوشه‌ای از تاریخ استعماری این کشورها اشاره کرده و می‌گویند، وقتی نظامیان اروپایی به آمریکای لاتین لشکرکشی کرده و در چند نوبت تلاششان برای غارت منابع طبیعی ساکنان بومی مثل طلا و نقره و… شکست خورد، تصمیم می‌گیرند با گروگان گرفتن رهبران این قبایل، قبیله را که وادار به تسلیم منابع ارزشمند خود مثل طلا و نقره کنند. در نهایت، پس از غارت ثروت‌های طبیعی آنها، رهبر قبیله را نیز می‌کُشند و… نویسندگان این کتاب در واقع قصد دارند با آوردن این شواهد تاریخی، به چگونگی شکل‌گیری «نهادها»ی استعماری و در نتیجه به نتیجه رسیدن این استعمارها پرداخته، برای توسعه سایر کشورها، نسخه بپیچند! نکته جالب توجه اینکه این کتاب، با مرور تاریخ استعمارشدگیِ آمریکای لاتین، به دوران معاصر که نزدیک می‌شود، دلیل عقب‌ماندگی این کشورها را‌، نه استعمارگری غرب که، حاکم بودن دیکتاتورها «جا» می‌زند! دیکتاتورهایی مثل «آگوستو پینوشه» که خود آمریکا آنها را به قدرت رسانده بود!

🔻2- بامداد شنبه،13 دی‌ماه 1404 تجاوز آمریکا به یک کشور آمریکای لاتین برای غارت منابع طبیعی آن سرو صدای زیادی به پا کرد. رئیس‌جمهور آمریکا دقیقا با همان فرمول نخستین استعمارگران یعنی پرتغالی‌ها و انگلیسی‌ها وارد عمل شد. او که از مقاومت مردمی و جنگ‌های پرهزینه می‌ترسد، با گروگان گرفتن رهبر ونزوئلا خیلی شفاف اعلام کرد به دنبال نفت و ثروت ونزوئلاست و چنانچه دولت و ملت این کشور طبق میل او رفتار نکنند، دوباره به این کشور حمله خواهد کرد، منتها این‌بار حمله‌ای بزرگتر با کشتاری وسیع‌تر! در تجاوز شبانه آمریکا به کاراکاس 40 نفر کشته شدند. حتی یک خط از آنچه بیان کردیم، حتی «استنباطی» نیست و می‌توان با رجوع به آن کتاب و اظهارات ترامپ، صحت و سقم آنها را دید.

🔻3- 25 آذرماه 1404 یعنی کمتر از یک ماه پیش از ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا، ترامپ گفته بود که «ونزوئلا کاملاً توسط بزرگترین ناوگان دریایی که تاکنون در تاریخ آمریکای جنوبی تشکیل شده است، محاصره شده است… این ناوگان بزرگ‌تر خواهد شد و شوکی که به آنها وارد می‌شود، چیزی نخواهد بود که قبلاً دیده باشند؛ تا زمانی که تمام نفت، زمین و سایر دارایی‌هایی را که قبلاً از ما دزدیده بودند، به ایالات متحده آمریکا بازگردانند. به دلیل سرقت دارایی‌های ما و دلایل بسیار دیگری از جمله تروریسم، قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان، رژیم ونزوئلا به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی تعیین شده است.» انگیزه کسانی که آمریکا را اداره می‌کنند از تجاوز به ونزوئلا، خیلی واضح لابه‌لای این جملات دیده می‌شود. «ترامپ» مثل سلف خود «تمام نفت و دارایی‌های ونزوئلا» را می‌خواهد. ونزوئلا یک کشور مملو از نفت و عضو اوپک است و طبق اظهارات مقامات آمریکایی، نفت این کشور می‌تواند نیاز 100 سال آمریکا را تامین کند. ونزوئلا یکی از بزرگترین ذخایر طلای جهان را نیز دارد که میزان آن تا 7 هزار تُن تخمین زده شده است. ونزوئلا الماس، و ذخایر عظیم «بوکسیت» دارد که برای تولید آلومینیوم ضروری است. ونزوئلا مملو از آهن، زغال سنگ، نیکل، فسفات و مس است. این کشور آمریکای لاتین صاحب هشتمین ذخایر گاز جهان نیز هست و در یک کلام «ونزوئلا معدن منابع طبیعی است» و آمریکا چنین کشوری را در موضع «ضعف» دیده فلذا، به دنبال این ثروت تمام ناشدنی است.

🔻4- یک نکته جالب توجه در پژوهش دانشگاهی «عجم اوغلو» و «رابینسون» که تبدیل به این کتاب شده است، آنجایی است که این دو به دلایل شکست استعمارگران نیز اشاره می‌کنند. نویسندگان توضیح می‌دهند که اسپانیایی‌ها چرا در مناطقی مانند کارائیب، مکزیک و پرو، توانستند «نهادهای استثماری متمرکز» ایجاد کنند، اما در برخی مناطق دیگر مثل بخش‌هایی از آمازون یا مناطق مرزی نتوانستند. به گفته این دو استاد دانشگاه‌ هاروارد می‌نویسند استثمارگران در جاهایی شکست خوردند که شاهد «مقاومت موثر» مردم بودند.

🔻5- «تجاوز» و «استعمار»، هیچ‌گاه از «فرمول توسعه» غرب حذف نشده است. از این‌رو از آنچه بامداد شنبه در ونزوئلا رخ داد و همین‌طور از اظهارات صریح ترامپ، جی‌دی ونس و پیت هگزت درباره چرایی دزدیدن رهبر ونزوئلا نباید تعجب کرد. تنها چیزی که از استعمارهای نظام‌مند اواخر قرن پانزده و اوایل قرن شانزده تا امروز که قرن 21 هستیم تغییر کرده، ادبیاتی است که با آن، استعمار توجیه می‌شد.


🔸اگر در سال 1500 میلادی «پدرو آلوارش کابرال»، به برزیل (سواحل شرقی آمریکای جنوبی) حمله و آن را متعلق به پرتغال اعلام ‌کرد، بوش پسر هم در قرن 21 به کشور نفت‌خیز عراق حمله کرد با این تفاوت که کابرال نیازی به بهانه‌تراشی حس نمی‌کرد، بوش حس کرد و «سلاح‌های کشتار جمعی صدام» را بهانه قرار داد. حالا نیز ترامپ درست مثل استعمارگران قرن پانزده و شانزده نیازی به بهانه تراشی نمی‌بیند و صراحتا می‌گوید برای نفت ونزوئلا آمده است. ترامپ، معاون او، وزیر جنگش خیلی واضح اعلام کرده‌اند، به دنبال ثروت طبیعی و نفت ونزوئلا هستند و قصد دارند ونزوئلا را خودشان اداره کنند!

🔻6- آنچه در ونزوئلا رخ داد را نباید به «ترامپ» تقلیل داد. حمله به ونزوئلا کار «نظام سیاسی آمریکا» و مسبوق به سابقه است. رد این‌گونه حرکت‌های استثماری را می‌توان در اسناد امنیت ملی آمریکا که رؤسای جمهور آمریکا در هر دوره‌ای منتشر می‌کنند دید. برای این ادعا دو دلیل وجود دارد. دلیل اول اظهارات خود ترامپ است. او بارها پس از انجام یک تجاوز - سوای از موفقیت‌آمیز بودن یا نبودن آن - اعلام کرده، هیچ رئیس‌جمهوری در آمریکا جرأت انجام این کار را نداشت ولی من جرأت کردم و انجامش دادم. این یعنی، چنین طرحی همواره وجود داشته است. دلیل دوم را از زبان «هوگو چاوز» رئیس‌جمهور فقید ونزوئلا بشنوید:
«(آمریکا) تهاجمی‌ترین کشور در تاریخ بشریت است. آنها حاضر شدند که بر سر شهر‌های بی‌دفاع، هیروشیما و ناکازاکی، بمب اتمی بیندازند. آنها پاناما را اشغال کردند، هزاران نفر را بمباران کردند و کشتند، محله‌ها را به آتش کشیدند تا نوریگا را دستگیر کنند و به او تهمت قاچاق مواد مخدر زدند…. من نیز چندین هشدار دریافت کرده‌ام، حتی از جاهایی که متحد من نبودند… درباره عملیاتی که قرار است اجرا شود و در پنتاگون طراحی شده است… این یک عملیات بلندمدت است که سال‌ها در دست اجراست. سال‌ها پیش، کسی به من گفت که آنها در نهایت تو را، شخصاً تو را، چاوز را به قاچاق مواد مخدر متهم خواهند کرد. نه فقط اینکه دولت از آن حمایت می‌کند یا اجازه (قاچاق را) می‌دهد، نَه. آنها سعی خواهند کرد که فرمول نوریگا را در مورد تو اعمال کنند… این طرح در آمریکا در حال پرورش یافتن است. آنها دنبال راهی هستند تا چاوز را مستقیماً‌ به قاچاق مواد مخدر مرتبط کنند. آن‌ زمان، هر چیزی علیه یک «رئیس‌جمهور قاچاقچی مواد مخدر» قابل اجراست، درست است؟… کماندوها می‌آیند و او را می‌برند. خُب، ما داریم درباره آمریکا صحبت می‌کنیم… آنها عراق را هم به بهانه سلاح کشتارجمعی اشغال کردند. چنین چیزی پیدا نشد،‌ هیچ ‌وقت نبود. اما با این حال،‌ رئیس‌جمهور (صدام) را اعدام کردند… فیدل یک‌بار به من گفت:‌ چاوز اگر این اتفاق برای من یا تو افتاد، اگر (کشور) ما را اشغال کردند، آخرین کاری که می‌توانیم کنیم همان کاری است که صدام کرد، برویم یک‌جا قایم شویم؟! تو باید در حال مبارزه بمیری. من چنین خواهم کرد، در خط مقدم درگیری. من فرار نخواهم کرد. در خط مقدم خواهم مُرد…

 

 

 نظر دهید »

دفاع؛ از مرزها تا آن‌سوی مرزها

17 دی 1404 توسط دهقان

🔰دفاع؛ از مرزها تا آن‌سوی مرزها

🔹در دفاع مقدس ۸ ساله با عراق جنگیدیم. جنگ با کشوری که مورد حمایت چندین کشور از جمله آمریکا بوده است. اما این جنگ محدود به مرزهای غربی می‌شد. پس از گذشت سالها و با ظهور نیروی دست ساز امپریالیسم یعنی داعش، شاهد تحولاتی در جنگ‌ها و درگیری‌ها بودیم بطوریکه با تسخیر بخشهایی از عراق و سوریه توسط این گروه تروریستی، ایران هم احساس خطر نمود. می‌توان گفت حضور داعش در منطقه و جنگ با این گروه تروریستی با مدیریت و فرماندهی حاج قاسم سلیمانی در عراق و سوریه، اهمیت دفاع از مرزهای سرزمینمان در ورای مرزها را دوچندان نمود. در گذشته جغرافیای جنگ به لحاظ مرزهای سرزمینی محدود و مشخص بود اما امروزه جنگ ابعاد وسیع‌تری به خود گرفته و آن‌سوی مرزها را نبز شامل می‌شود.
🔹 امروزه دکترین جنگ، صرفاً دفاع از مرزهای سرزمینی یک کشور نیست و اگر درگیری در یکی از کشورهای منطقه رخ دهد این تهدید امنیتی شامل همه کشورهای منطقه از جمله ایران نیز خواهد بود. لذا در دنیای امروز امنیت در بین کشورها از لحاظ منافع سیاسی، اقتصادی و … بهم گره خورده و با یکدیگر عجین گشته است. کسانی که هنوز شعار نه غزه نه لبنان را سر می‌دهند هنوز به اهمیت ژئوپلیتیکی دفاع از سرزمینمان در سطح منطقه و بین الملل پی نبرده‌اند.
🔹دفاع مقدس ۱۲ روزه ثابت نمود که نباید انتظار داشت دشمن حتماً و همیشه از پشت خط مرزی به ما حمله کند. برای هر تهدید و حمله‌ای ولو از فاصله هزاران کیلومتری باید آماده بود و پاسخ داد.
🔹شهید سلیمانی به ما آموخت که باید به استقبال خطر رفت قبل از اینکه به پشت مرزهای ما برسد.

✍️ محسن صیاد قنبری

 

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 61
  • 62
  • 63
  • ...
  • 64
  • ...
  • 65
  • 66
  • 67
  • ...
  • 68
  • ...
  • 69
  • 70
  • 71
  • ...
  • 502
اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29

معاون فرهنگی نوشهر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس