مثل جنگ، مثل هیئت
الگوهای حکمرانی متفاوتاند:
۱. مردم رعیتِ حاکمان هستند و باقیمانده ریخت و پاش آنها، از آنِ مردم است. سرِ مسئول و خانواده و حزب و نورچشمیهایش بهسلامت، مردم کلیویی چند؟ همینکه او نگذارد مردم از گرسنگی بمیرند، بزرگترین خدمتیست که به آنها کرده.
۲. مسئول مدیر جامعه است، بایستی تصمیم بگیرد و اجرا کند. دستگاه اجرا، دستگاه قانونگذاری و قضا، از مردم جدا هستند. دستگاهها میخواهند از منابع کشور، از پول مردم استفاده کنند تا به آنها خدمت کنند.
در بهترین حالت، بنای بر دزدی در میانشان نیست، بنای ترک فعل نیست، بنای رانت نیست، بنای چشم بستن بر نیازهای مردم و رنجهای آنان نیست. اما خب چه کنیم که باز هم منابع محدود و نیروی انسانی کم است. کار و ابتکار حداقلی است. تعارض منافع پیش میآید، پولها وسوسهانگیز هستند.
در این قسم دوم، اوضاع مردم بهتر میشود، اما هیچگاه آنچه باید، نمیشود، چون ثروت و قدرت در میان حلقات محدود تجمیع شده، فساد، رانت، تبعیض قطعی است.
۳. مسئول موظف است صرفا ثروت، توان، فکر، کار و ابتکار مردم را سازماندهی کند و جهت دهد. بایستی این حس به مردم منتقل شود که قرار است خودشان کشورشان را بسازند. نخبه باور کند که بناست فکر او در ساخت کشورش بکار گرفته شود. پولدار باور کند بناست هم پولدارتر شود و هم پولش در خدمت بالندگی جامعه قرار گیرد. کشاورز، باغدار و صنعتگر باور کند هر موقع اراده کند، بستر کار و تلاش برایش فراهم است.
➕در این قسم، مجلس فقط قانونی را میگذراند که طبق آن بستر حضور مردم بیشتر فراهم شود و موانع حضور مردم در ساخت کشورشان برطرف شود. یعنی قانون، بناست نقش مردم در پیشرفت جامعه را تعیین کند.
کار دولت میشود سازماندهی و تعیین نقشها، کار دستگاه قضا هم میشود برخورد جدی با کسانی که میخواهند کار را از دست مردم درآورند.
➕در این قسم همهچیز از آنِ مردم است. از منابع تا ایده و اجرا، تا سود و ضرر، تا رفاه و رنج برای رفاه، تا سختی برای ساختن و بهرهٔ بعد از ساختن.
در این شرایط، قانونگذارها نخبگانی هستند که بناست در حوزهٔ تخصص خود قانون بگذرانند. بنابراین هرکسی به مجلس راه پیدا نمیکند. مجریان کسانی هستند که عُرضهٔ سازماندهی سرمایههای مردم را داشته باشند. بیعرضهها، تنبلها، سودجوها در این چرخه، عملا جایی ندارند.
➕آیا این الگوی سوم شدنی است؟ بله. به این نمونهها دقت کنید:
۱. هشتسال جنگ با همین الگو مدیریت و منجر به پیروزی شد.
۲. هیئتهای مذهبی با همین الگو قرنهاست که پابرجا هستند و بیشترین خدمات اجتماعی از آنِ هیئتهاست.
۳. مدیریت بحران کرونا با همین الگوی سوم انجام شد.
۴. جشنهای بزرگ، از جمله جشن غدیر و نیمهٔ شعبان بر اساس الگوی سوم است.
۵. از همه مهمتر، پیادهروی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام فقط با الگوی سوم میتوانست مدیریت شود.