معاون فرهنگی نوشهر

معاون فرهنگی نوشهر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

هنوز برای قضاوت زود است قمار تازه ترامپ، این بار در ونزوئلا

16 دی 1404 توسط دهقان

🔰هنوز برای قضاوت زود است
قمار تازه ترامپ، این بار در ونزوئلا

🔸اگرچه اقدام دونالد ترامپ در قبال ونزوئلا و ربودن رئیس جمهور قانونی این کشور، در ظاهر و از نگاه بخشی از تحلیلگران و رسانه های مغرض، به عنوان یک «پیروزی» برای او تفسیر شد، اما تجربه های تاریخی به روشنی نشان می دهد که چنین پیروزی هایی معمولا نه تنها تضمین کننده منافع راهبردی و بلندمدت نیستند، بلکه اغلب صرفا در کوتاه مدت نوعی احساس کاذب موفقیت ایجاد می کنند.

🔸تاریخ سیاست خارجی آمریکا سرشار از نمونه هایی است که در آن مداخلات شتاب زده و مبتنی بر قدرت سخت، در نهایت هزینه هایی به مراتب سنگین تر از دستاوردهای اولیه بر این کشور تحمیل کرده است. این قاعده در مورد ونزوئلا نیز استثنا نیست و نشانه های آن از همین ابتدا قابل مشاهده است.

🔸نکته قابل تأمل این است که حتی با رجوع به دیدگاه اندیشمندان و تحلیلگران برجسته غربی نیز می توان دریافت که واکنش غالب در میان آنان نه شادی و رضایت، بلکه نگرانی و اضطراب نسبت به پیامدهای این اقدام است. بسیاری از این تحلیلگران بر این باورند که چنین رویکردی بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بیانگر نوعی بی ثباتی و آشفتگی در تصمیم گیری های کلان سیاست خارجی ایالات متحده است.

🔸در همین چارچوب، روزنامه گاردین به صورت مفصل به بررسی این اقدام پرداخته و نویسنده آن در گام نخست، مجموعه ای از پیامدهای منفی احتمالی را برشمرده و نسبت به تداوم چنین سیاست هایی هشدار داده است. از جمله مهم ترین نگرانی های مطرح شده می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1⃣ این اقدام می تواند مشروعیت و نقش ادعایی آمریکا در دفاع از قانون و نهادهای بین المللی را به شدت تضعیف کند.

2⃣احتمال گرفتار شدن ایالات متحده در یک جنگ نیابتی یا درگیری طولانی مدت در آمریکای لاتین را افزایش می دهد.

3⃣ اعتماد متحدان سنتی آمریکا، حتی در اروپا، را کاهش داده و شکاف هایی جدی در ائتلاف های آمریکا محور ایجاد کند.

4⃣ در بلندمدت، پیامدهای اقتصادی، سیاسی و حتی نظامی نامطلوبی برای ایالات متحده به همراه خواهد داشت که مدیریت آنها هزینه های سنگینی بر این کشور تحمیل می کند.

🔸بر این اساس، می توان گفت آنچه در ظاهر به عنوان یک پیروزی نمایش داده می شود، در واقع ممکن است به یکی از چالش برانگیزترین میراث های سیاست خارجی دولت ترامپ تبدیل شود.

🔸در آخر باید گفت همان گونه که شهید بزرگوار این روزها، حاج قاسم سلیمانی عزیز، به درستی ترامپ را قمارباز توصیف کردند، این بار نیز ترامپ دست به قماری تازه در مواجهه با ونزوئلا زده است؛ قماری که هدف آن دستیابی به منابع عظیم نفتی این کشور و غارت آنهاست. با این حال، بررسی همه جانبه شرایط نشان می دهد که این اقدام نابخردانه بوده و هر لحظه می تواند به تحقق شکستی سنگین برای آمریکای دوران ترامپ منجر شود.

✍ صادق مصطفوی

 

 نظر دهید »


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

این دیوار سفت است!

16 دی 1404 توسط دهقان


🔰 این دیوار سفت است!

🔸 ادبیات تهدید و مداخله، در سیاست خارجی آمریکا پدیده‌ای مقطعی یا محدود به یک رئیس‌جمهور خاص نیست. اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره اعتراضات ایران بازتاب یک منطق ریشه‌دار در ساختار قدرت آمریکاست. منطقی که در آن تهدید به زور همواره به‌عنوان ابزار تنظیم روابط با دولت‌های مستقل به کار گرفته شده است.

🔸 ترامپ با ادعای قرار داشتن آمریکا در وضعیت آماده‌باش کامل در مورد ناآرامی‌ها در ایران تلاش کرد بار دیگر همان روایت قدیمی «مداخله در سایه حمایت» را بازتولید کند. روایتی که تجربه تاریخی نشان داده همواره با بی‌ثبات‌سازی آغاز می‌شود و با ویرانی پایان می‌یابد.

🔸 آنچه در یاوه‌گویی جدید ترامپ در مورد آمادگی برای دخالت در امور داخلی ایران بیش از هر چیز برجسته است نادیده گرفتن مفهوم اقتدار ملّی در ایران است. ایران کشوری نیست که انسجام آن با تهدید خارجی فروبپاشد یا نظم اجتماعی‌اش با توییت و هشدار از بیرون مختل شود. ساخت سیاسی و اجتماعی ایران طی دهه‌ها فشار، تحریم و تهدید شکل گرفته و آزموده شده است.

🔸 اقتدار در ایران نه محصول سرکوب کور و نه نتیجه مداخله خارجی است بلکه برآمده از پیوند ساخت قدرت با بدنه اجتماعی است. همین پیوند است که اجازه می‌دهد مسائل داخلی در چارچوب ملّی حل‌وفصل شوند و به پرونده‌ای برای بازی قدرت‌های بیرونی تبدیل نشوند.

🔸 برخلاف تصویرسازی رایج در رسانه‌های غربی، نظام سیاسی ایران اعتراض را به‌عنوان یک واقعیت اجتماعی به رسمیت می‌شناسد. اعتراض در ایران پدیده‌ای نفی‌شده یا غیرقابل گفت‌وگو نیست. تجربه‌های مختلف نشان داده که مسیرهای قانونی برای بیان مطالبات وجود دارد و گفت‌وگو با معترض بخشی از سازوکار مدیریت اجتماعی تلقی می‌شود. آنچه ایران با آن مقابله می‌کند، اغتشاش سازمان‌یافته است که با هدف تخریب امنیت عمومی و باز کردن مسیر مداخله خارجی شکل می‌گیرد.

🔸 این تمایز، تمایزی بنیادین است که آگاهانه نادیده گرفته می‌شود تا تصویر یکسانی از اعتراض و خشونت ساخته شود و زمینه برای فشار خارجی فراهم گردد. در این چارچوب ادعای ترامپ درباره «حمایت از مردم ایران» بیش از آنکه نشانه دغدغه انسانی باشد ادامه همان سیاست فریبنده‌ای است که سال‌هاست دنبال می‌شود.

🔸 دولتی که با تحریم‌های گسترده دارو، غذا و زیرساخت‌های حیاتی را هدف قرار داده است نمی‌تواند مدعی حمایت از ملّت ایران باشد. این تناقض آشکار همان نقطه‌ای است که رهبر انقلاب از آن با تعبیر «یاوه‌گویی» یاد کردند. سخنانی که ترکیبی از تهدید، فریب و وعده است و دیگر حتی برای افکار عمومی جهانی نیز جذابیت سابق را ندارد.

🔸 اگر قرار باشد این الگو به‌درستی فهم شود، باید نگاه را از ایران فراتر برد. رفتار آمریکا با ونزوئلا نمونه‌ای روشن از همین منطق مداخله‌گرایانه است. واشنگتن طی سال‌های اخیر از تحریم‌های فلج‌کننده تا حمایت از سناریوهای بی‌ثبات‌سازی سیاسی، همه ابزارهای فشار را علیه دولت کاراکاس به کار گرفته است.

🔸 در شرایط کنونی نیز آمریکا با زیرپاگذاشتن تمام قوانین بین‌المللی، رئیس‌جمهور قانونی ونزوئلا را ربوده و اعلام کرده به دنبال اداره کردن این کشور تا زمان مناسب بوده و نفت این کشور برای واشنگتن در درجه اول اهمیت است. این نوع نگاه دونالد ترامپ به جهان ریشه در سند امنیت ملّی جدید آمریکا دارد که به‌صراحت از «نیمکره غربی» به‌عنوان حوزه منافع انحصاری آمریکا یاد می‌کند. بازتولید عملی دکترین مونرو در قرن بیست‌ویکم نشان می‌دهد که ذهنیت سلطه هنوز بر سیاست خارجی آمریکا حاکم است.


🔸 در حقیقت دونالد ترامپ به دنبال آن است با فشار و ارعاب و تهدید به مداخله و یا اقدامات علیه کشورهای مستقل راهبردها و منافع آمریکا را پیش ببرد. اما ادعای ترامپ در مورد اعتراضات داخلی ایران نه صادقانه و بلکه بسیار ریاکارانه است.

🔸 اتهام‌زنی آمریکا به ایران درباره خشونت، زمانی مشخص می‌شود که صرفاً یک یاوه‌گویی بیش نیست که کارنامه خود واشنگتن مرور شود. عراق، افغانستان و لیبی نمونه‌هایی زنده از مداخلاتی هستند که با شعار و نمایش کمکِ به مردم آمدند و در نهایت به قتل و غارت همان مردم نیز منجر شد. مردم این کشورها بعد از این مداخلات برخی تا سال‌ها و برخی هنوز نیز شاهد غارت منابع ملّی و کشتار داخلی بوده و هستند. همان وعده‌هایی که امروز ترامپ درباره ایران تکرار می‌کند، پیش‌تر برای مردم این کشورها نیز مطرح شده بود، نتیجه اما چیزی جز ناامنی مزمن و گسترش خشونت نبود.

🔸 این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که آنچه آمریکا دنبال می‌کند، ثبات یا رفاه ملّت‌ها نیست. هدف، مهار دولت‌های مستقل و بازتولید نظم مطلوب واشنگتن است. در این مسیر حقوق بشر به ابزاری تبلیغاتی تبدیل می‌شود و مداخله نظامی در پوشش اخلاقی عرضه می‌گردد. این همان جنگ نرم است که تلاش می‌کند جای متجاوز و قربانی را جابه‌جا کند و فشار را به‌عنوان دلسوزی معرفی نماید.

🔸 در این میان اما ایران کشوری است که اقتدار ملّی خود را از ریشه‌های عمیق اجتماعی و تاریخی می‌گیرد. تهدیدها، توییت‌ها و ادعاهای آمریکا نمی‌تواند نظم داخلی یا انسجام ملّی آن را متزلزل کند. تجربه دهه‌ها مقاومت در برابر فشارها و تحریم‌ها نشان داده که ملت ایران با هوشیاری و آگاهی مسیر خود را مستقل از مداخله خارجی ادامه می‌دهد. اعتراضات مدنی در چارچوب قانونی مدیریت می‌شوند و دولت به صدای مردم گوش می‌دهد اما اغتشاش و خرابکاری که به امنیت عمومی آسیب برساند تحمل نمی‌شود. فشار و قلدری آمریکا ممکن است در برخی کشورها جواب دهد اما ایران سنگر مقاومت است و موازنه قدرت در آن به نفع استقلال و حاکمیت ملّی حفظ شده است.

🔸 بنیان‌های قدرت در ایران عمیق است و مردم با تجربه تاریخی مقاومت و اتحاد، هرگونه فشار و تهدید خارجی را بی‌اثر می‌سازند. اقتدار ملّی بر اساس انسجام اجتماعی، فرهنگ مقاومت و اراده مستقل شکل گرفته و هیچ زورگویی قادر به سست کردن آن نیست. جنگ ۱۲روزه تنها یک صفحه از کتاب مقاومت و اقتدار ایران بود که جهان مشاهده کرد.

 

 نظر دهید »


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

حذف ارز ترجیحی و انتقال یارانه به مصرف‌کننده

16 دی 1404 توسط دهقان

🔰تحلیلی‌کوتاه از سیاست حذف ارز ترجیحی و انتقال یارانه به مصرف‌کننده

🔸همه به وجود بسترهای فسادخیز در اقتصاد کشور اذعان داریم؛ یکی از مهم‌ترین بسترهای شکل‌گیری فساد و رانت در اقتصاد کشور، سیاست ارز ترجیحی بوده است. دولتهای گوناگون با هدف حمایت از مردم و رساندن کالاهای اساسی با قیمت پایین، ارز حاصل از منابع ملی را با نرخ بسیار کمتر از بازار آزاد در اختیار واردکنندگان قرار می‌دادند. اما این سیاست در عمل به نتایج مطلوب نرسید و زمینه‌های گسترده‌ای برای سوءاستفاده ایجاد کرد:

1⃣ واردکنندگان بخشی از ارز دریافتی را در بازار آزاد به فروش می‌رساندند.

2⃣ به جای واردات کالاهای اساسی، کالاهای غیرضروری یا سودآور برای خودشان وارد می‌کردند.

3⃣حتی در مواردی که کالاهای اساسی وارد می‌شد، توزیع آن با تأخیر یا تبعیض همراه بود و به موقع به دست همه مردم نمی‌رسید.

💠نتیجه این روند، کمبود دائمی کالاهای اساسی، بی‌ثباتی قیمت‌ها و نارضایتی عمومی بود. از یک سو منابع کشور هدر می‌رفت و از سوی دیگر مردم از مزایای این سیاست بی‌بهره می‌ماندند.

تغییر رویکرد دولت: انتقال یارانه از اول به آخر زنجیره

💠دولت در اصلاح جدید، تصمیم گرفته است به جای تخصیص ارز ترجیحی به واردکننده، یارانه را مستقیماً به مصرف‌کننده پرداخت کند. در این مدل:

1⃣ واردکننده ارز را با نرخ آزاد خریداری کرده و کالا را با قیمت واقعی وارد می‌کند.

2⃣ دولت مابه‌التفاوتی که پیش‌تر به واردکننده می‌داد، اکنون به مردم پرداخت می‌کند تا قدرت خرید آنان حفظ شود.

💠 این تغییر رویکرد می‌تواند دو پیامد مثبت داشته باشد: 👇

1⃣ کاهش هدررفت منابع ملی و جلوگیری از رانت‌های گسترده.

2⃣ ایجاد ثبات نسبی در بازار کالاهای اساسی.

اجرای این طرح نیازمند رعایت چند شرط کلیدی است:

1⃣ پرداخت کامل مابه‌التفاوت به مردم: اگر یارانه به‌طور کامل و عادلانه به مصرف‌کنندگان نرسد، فشار تورمی بر مردم افزایش خواهد یافت.

2⃣مدیریت انگیزه واردکنندگان: دولت باید سازوکارهایی طراحی کند تا واردکنندگان همچنان تمایل به واردات کالاهای اساسی داشته باشند و بازار دچار کمبود نشود.

3⃣انعطاف در برابر نوسانات ارزی: با توجه به اینکه تغییر نرخ ارز مستقیماً بر قیمت کالاها اثر می‌گذارد، میزان یارانه پرداختی باید متناسب با این نوسانات تنظیم شود تا قدرت خرید مردم حفظ گردد.

لذا سیاست ارز ترجیحی اگرچه با نیت حمایت از مردم آغاز شد، اما به دلیل ضعف در نظارت و ساختارهای فسادخیز، عملاً به رانت و بی‌ثباتی بازار انجامید. تغییر رویکرد دولت و انتقال یارانه به مصرف‌کننده می‌تواند گامی مثبت در جهت عدالت اقتصادی و کاهش فساد باشد، مشروط بر اینکه یارانه به‌طور کامل پرداخت شود، واردکنندگان برای تأمین کالاهای اساسی انگیزه داشته باشند، و سازوکارهای جبرانی در برابر نوسانات ارزی طراحی گردد. تنها در این صورت است که مردم می‌توانند ثبات و امنیت نسبی در تأمین کالاهای اساسی را تجربه کنند. به امید پیشرفت و اقتدار روزافزون نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران

✍علیرضا کوهگرد

 

 نظر دهید »


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

از اغتشاش در ایران برای تشدید فشار اقتصادی استفاده کنید

16 دی 1404 توسط دهقان

🔰 روزنامه آمریکایی: از اغتشاش در ایران برای تشدید فشار اقتصادی استفاده کنید(!)

🔸در حالی که اکونومیست تاکید می‌کرد اغتشاشات در ایران فاقد عقبه جمعیتی و حمایت مردمی است، روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال، اغتشاش را بهانه و فرصت مناسبی برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران دانست.

🔸نشریه انگلیسی اکونومیست در تحلیلی نوشت: اعتراضات در ایران در بستر یک بحران عمیق اقتصادی، زیست‌محیطی و سیاسی شکل گرفته اما به اتفاقات ۱۳۸۸ یا ۱۴۰۱ نمی‌رسد. اعتراضات (اغتشاشات) فاقد سه عنصر کلیدی موفقیت‌ است: مقیاس قابل توجه جمعیتی، رهبری مشخص و فقدان شکاف در درون حاکمیت. همین عوامل، احتمال سرکوب یا فروکش‌کردن تدریجی را افزایش می‌دهد. اپوزیسیون ضعیف است و نشانه‌ای از شکاف در درون حاکمیت هم دیده نمی‌شود. در این میان باید به دو عامل توجه کرد که نتیجه آن غیر قابل پیش‌بینی است. نخست، نقش بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، که به دنبال حمله علیه برنامه موشکی ایران است و دومین عامل سخنان ترامپ.

🔸در همین حال، روزنامه وال استریت ژورنال مدعی شد: اعتراض‌ها در ایران فرصتی برای فشار بیشتر اقتصادی و سیاسی بر این کشور است.

🔸این روزنامه نوشت: دونالد ترامپ باید برای تشدید فشار اقتصادی اقدام کند. اعتراض‌ ابتدا از میان بازار تهران و در واکنش به جهش تورم شروع شده، اما به مناطق دیگر سرایت کرد. برخی معترضان فریاد زدند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.»

🔸اعتراض‌ها در ایران فرصتی برای سیاست آمریکاست و واشنگتن باید نشان بدهد در کنار معترضان (اغتشاشگران) ایستاده است. اگر جمهوری اسلامی واقعا خواهان توافق هسته‌ای بود، پس از جنگ، می‌توانست به میز مذاکره بازگردد، اما همچنان بر غنی‌سازی و بازسازی سریع زرادخانه موشکی تاکید دارد؛ موشک‌هایی که می‌توانند به اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا برسند.

🔸پیام‌های وزارت خارجه آمریکا کافی نیست و معترضان شایسته حمایت معنادارتر هستند. حفظ و تشدید فشار اقتصادی، اهمیت کلیدی دارد. مهم‌ترین اهرم، اجرای جدی تحریم‌های نفتی است. واشنگتن علیه صادرات نفت ایران بسیار کم‌اثر عمل کرده است. ایران با وجود تحریم‌ها توانسته صادرات نفت خود را به حدود دو میلیون بشکه در روز برساند؛ رقمی که ۲۰ برابر هدف اعلام‌شده آمریکا و تمسخر کمپین فشار حداکثری است.

🔸از سوی دیگر روزنامه انگلیسی گاردین هم در تحلیلی نوشت: بحران اقتصادی و تورم بالا، نقش اصلی را در اعتراضات در ایران داشته است. با وجود آنکه اعتراضات کنونی فاقد چهره‌ای محوری مانند مهسا امینی است و پراکندگی مطالبات در آن دیده می‌شود، معترضان به گاردین گفته‌اند که اکنون را بهترین زمان برای «فشار حداکثری» می‌دانند. برخی نیز خواستار حمایت‌های غرب شده‌اند.

 

 نظر دهید »


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

اعتراف ترامپ و موساد به طراحی پروژه آشوب در ایران

16 دی 1404 توسط دهقان

🔰 اعتراف ترامپ و موساد به طراحی پروژه آشوب در ایران

🔸همصدایی آشکار مقامات آمریکایی و صهیونیستی با آشوبگران و حتی اذعان به نقش میدانی موساد، نشان داد آنچه در روزهای اخیر رخ داد، نه یک اعتراض، بلکه پروژه‌ای طراحی‌شده برای آشوب بود.

🔸شواهد میدانی، گزارش‌های امنیتی و مهم‌تر از همه، موضع‌گیری‌های علنی مقامات آمریکایی و صهیونیستی، به‌وضوح نشان داد که از همان ساعات اولیه، «پادوهای دشمن» در داخل مأموریت یافتند اعتراضات را از مسیر طبیعی خود خارج کرده و آن را به سمت اغتشاش، خشونت و ناامنی سوق دهند.

🔸برخلاف فضاسازی رسانه‌های معاند، تجمعات اخیر هرگز به یک حرکت فراگیر تبدیل نشد. بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد که بدنه اصلی مردم، از جمله بازاریان، نه‌تنها با اقدامات خشونت‌آمیز همراهی نکردند، بلکه صراحتاً خود را از اغتشاشگران جدا کردند. همین عدم همراهی اجتماعی، پروژه آشوب را از درون تهی کرد.

🔸در عوض، آنچه در صحنه دیده شد، فعالیت هسته‌های کوچک، منسجم و آموزش‌دیده‌ای بود که نقش «محرک» را ایفا می‌کردند؛ گروه‌هایی محدود، عمدتاً چهره‌ پوشیده و ناشناس که آغازگر شعارهای ساختارشکنانه بودند، اولین سنگ یا کوکتل را پرتاب می‌کردند، مسیر تجمع را به سمت مراکز حساس تغییر می‌دادند و پس از ایجاد تنش، به‌سرعت از صحنه خارج می‌شدند.برآوردها نشان می‌دهد این هسته‌ها در بهترین حالت، از نظر تعداد به ۵۰ نفر هم نمی‌رسیدند. همین مسئله موجب شد که آشوب‌ها دچار «طرد اجتماعی» شوند و توان یارگیری جدید نداشته باشند. در این نقطه، کارگردانان خارجی پروژه، تصمیم گرفتند شخصاً وارد میدان شوند.

🔸در شرایطی که اغتشاشات نه‌تنها گسترش نیافت، بلکه در بسیاری از نقاط فروکش کرد، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مستقیماً وارد صحنه شد؛ پیامی که بیش از هر چیز، به یک اعتراف آشکار شباهت داشت.
🔻«اگر ایران به روی معترضان مسالمت‌آمیز شلیک کند و آنها را به‌طور خشونت‌آمیز بکشد، ایالات متحده آمریکا به کمک آنها خواهد آمد. ما کاملاً برای اقدام آماده‌ایم.»

🔸این پیام، دربردارنده چند لایه مهم است. ترامپ، بدون ارائه هیچ شاهدی، پیشاپیش سناریوی «شلیک و کشتار» را طراحی می‌کند؛ سناریویی که سال‌هاست در پروژه‌های جنگ ترکیبی آمریکا علیه ملت‌ها تکرار می‌شود. او سپس به‌صراحت از آمادگی آمریکا برای «اقدام» سخن می‌گوید؛ اقدامی که نه‌تنها نقض آشکار حقوق بین‌الملل است، بلکه نشان می‌دهد واشنگتن خود را ذی‌حق در هدایت تحولات داخلی ایران می‌داند. نکته مهم‌تر آن است که مخاطب واقعی این پیام، مردم ایران نبودند؛ بلکه همان هسته‌های محدود و مأیوس آشوب بودند که برای ادامه حیات، نیازمند تزریق روحیه خارجی بودند.

🔸برآیند تحولات میدانی، موضع‌گیری‌های رسمی و مهم‌تر از همه، اعترافات صریح مقامات آمریکایی و صهیونیستی نشان می‌دهد آنچه در روزهای اخیر رخ داد، صرفاً واکنشی خودجوش به نوسانات اقتصادی نبود، بلکه تلاشی حساب‌شده برای تبدیل یک مطالبه به آشوب و اغتشاش بود. ورود مستقیم ترامپ، همصدایی مقامات تل‌آویو و واشنگتن و حتی اذعان به حضور میدانی موساد، پرده از پروژه‌ای برداشت که از ابتدا با طراحی اتاق فکر‌های دشمن کلید خورده بود./کیهان

 

 نظر دهید »


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 432
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

معاون فرهنگی نوشهر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس