بعثت نبىّاکرم
رهبرانقلاب:
بعثت نبىّاکرم در درجهٔ اوّل، دعوت به توحید بود. توحید صرفاً یک نظریه فلسفی و فکری نیست؛ بلکه یک روش زندگی برای انسانهاست؛ خدا را در زندگی خود حاکم کردن و دست قدرتهای گوناگون را از زندگی بشر کوتاه نمودن. ۱۳۸۲/۰۷/۰۲
رهبرانقلاب:
بعثت نبىّاکرم در درجهٔ اوّل، دعوت به توحید بود. توحید صرفاً یک نظریه فلسفی و فکری نیست؛ بلکه یک روش زندگی برای انسانهاست؛ خدا را در زندگی خود حاکم کردن و دست قدرتهای گوناگون را از زندگی بشر کوتاه نمودن. ۱۳۸۲/۰۷/۰۲
رهبرانقلاب:
این جریان مقاومت، این حرکت مقاومت، یک رشحهای از همان بعثت است. مقاومت که از ایران اسلامی آغاز شد، بیدار کرد ملتهای مسلمان را. بعضی از ملتهای مسلمان را به صحنه آورد، ملتهای مسلمان را عموماً بیدار کرد و بسیاری از غیر مسلمانها را هم وجدانهایشان را بیدار کرد. نظام سلطه شناخته شد، شناسانده شد. نظام سلطه را نمیشناختند، بسیاری از ملتها نمیشناختند. ۱۴۰۳/۱۱/۰۹
رهبرانقلاب:
توحید، فقط یک اعتقاد ساده نیست به اینکه خدایی هست و واحد است. توحید شاکلهٔ جهانبینی اسلامی است.
جهانبینی اسلامی را از هر طرف که نگاه کنیم به توحید میرسیم و همین توحید شاکلهٔ جامعهٔ اسلامی را تشکیل میدهد. ۱۴۰۳/۱۱/۹
مثل جنگ، مثل هیئت
الگوهای حکمرانی متفاوتاند:
۱. مردم رعیتِ حاکمان هستند و باقیمانده ریخت و پاش آنها، از آنِ مردم است. سرِ مسئول و خانواده و حزب و نورچشمیهایش بهسلامت، مردم کلیویی چند؟ همینکه او نگذارد مردم از گرسنگی بمیرند، بزرگترین خدمتیست که به آنها کرده.
۲. مسئول مدیر جامعه است، بایستی تصمیم بگیرد و اجرا کند. دستگاه اجرا، دستگاه قانونگذاری و قضا، از مردم جدا هستند. دستگاهها میخواهند از منابع کشور، از پول مردم استفاده کنند تا به آنها خدمت کنند.
در بهترین حالت، بنای بر دزدی در میانشان نیست، بنای ترک فعل نیست، بنای رانت نیست، بنای چشم بستن بر نیازهای مردم و رنجهای آنان نیست. اما خب چه کنیم که باز هم منابع محدود و نیروی انسانی کم است. کار و ابتکار حداقلی است. تعارض منافع پیش میآید، پولها وسوسهانگیز هستند.
در این قسم دوم، اوضاع مردم بهتر میشود، اما هیچگاه آنچه باید، نمیشود، چون ثروت و قدرت در میان حلقات محدود تجمیع شده، فساد، رانت، تبعیض قطعی است.
۳. مسئول موظف است صرفا ثروت، توان، فکر، کار و ابتکار مردم را سازماندهی کند و جهت دهد. بایستی این حس به مردم منتقل شود که قرار است خودشان کشورشان را بسازند. نخبه باور کند که بناست فکر او در ساخت کشورش بکار گرفته شود. پولدار باور کند بناست هم پولدارتر شود و هم پولش در خدمت بالندگی جامعه قرار گیرد. کشاورز، باغدار و صنعتگر باور کند هر موقع اراده کند، بستر کار و تلاش برایش فراهم است.
➕در این قسم، مجلس فقط قانونی را میگذراند که طبق آن بستر حضور مردم بیشتر فراهم شود و موانع حضور مردم در ساخت کشورشان برطرف شود. یعنی قانون، بناست نقش مردم در پیشرفت جامعه را تعیین کند.
کار دولت میشود سازماندهی و تعیین نقشها، کار دستگاه قضا هم میشود برخورد جدی با کسانی که میخواهند کار را از دست مردم درآورند.
➕در این قسم همهچیز از آنِ مردم است. از منابع تا ایده و اجرا، تا سود و ضرر، تا رفاه و رنج برای رفاه، تا سختی برای ساختن و بهرهٔ بعد از ساختن.
در این شرایط، قانونگذارها نخبگانی هستند که بناست در حوزهٔ تخصص خود قانون بگذرانند. بنابراین هرکسی به مجلس راه پیدا نمیکند. مجریان کسانی هستند که عُرضهٔ سازماندهی سرمایههای مردم را داشته باشند. بیعرضهها، تنبلها، سودجوها در این چرخه، عملا جایی ندارند.
➕آیا این الگوی سوم شدنی است؟ بله. به این نمونهها دقت کنید:
۱. هشتسال جنگ با همین الگو مدیریت و منجر به پیروزی شد.
۲. هیئتهای مذهبی با همین الگو قرنهاست که پابرجا هستند و بیشترین خدمات اجتماعی از آنِ هیئتهاست.
۳. مدیریت بحران کرونا با همین الگوی سوم انجام شد.
۴. جشنهای بزرگ، از جمله جشن غدیر و نیمهٔ شعبان بر اساس الگوی سوم است.
۵. از همه مهمتر، پیادهروی اربعین سیدالشهدا علیهالسلام فقط با الگوی سوم میتوانست مدیریت شود.
🔰 چرا در ایران، نظام سقوط نمیکند؟!
اول یک نظام را به بهانههای مختلف در ذهنها ناکارآمد جلوه میدهند، بعد امید به اصلاح را میخشکانند، بعد تز تغییر نظام را در ذهنها میپرورانند، بعد زمینهٔ اختلاف و آشوبهای خیابانی را فراهم میکنند، بعد هم نوبت کودتاست یا حملهٔ نظامی. مثل لیبی، مثل سوریه و مثل خیلی جاهای دیگر. در این فرآیند، ابتدا نظام در ذهنها ساقط میشود، بعد در واقع نیز.
اما چرا در اینجا، ایران، هربار تیرشان به سنگ میخورد؟ چرا اینجا با همهجا فرق دارد؟ چرا حریف ایران نمیشوند؟ چرا در ایران، نظام سقوط نمیکند؟
چون اینجا، نظام، از دو منبع تغذیه میکند، مردم و امام، که به آن میگویند نظام امامت و امت.
اینجا مردمی دارد هوشمند، بصیر، موقعیتسنج، متدین و عاشق وطن.
اینجا رهبری دارد که از مردم و برای مردم است. در اندیشهاش جز خیر مردم، پیشرفت مردم، رفاه مردم، عزت مردم، آزادی مردم، استقلال مردم و معنویت مردم، چیزی نیست.
اینجا جوانانی دارد که میایستند، میمانند، نمیترسند، با خطر مواجه میشوند. جوانانی که مأموريت خود را جهاد میدانند و جهاد.
خب با این حساب زور این نظام از همه بیشتر است. زور موشک و پهپاد به این نظام نمیرسد. زور کودتا و ترور به این نظام نمیرسد.
اما کافیست یکی از این دو نباشد. اگر مردم نباشند، علی هم که باشی کاری از تو ساخته نیست. اگر امام نباشد، از مردم هم کاری ساخته نیست، مثالش ایرانِ دوران شاهان.