معاون فرهنگی نوشهر

معاون فرهنگی نوشهر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

ماه رجب

30 آذر 1404 توسط دهقان

حضرت رسول صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمودند:
☘إِنَّ اللهَ تَعَالَی نَصَبَ فِی السَّمَاءِ السَّابِعَهِ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ الدَّاعِی فَإِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَجَبٍ یُنَادِی [نادی] ذَلِکَ الْمَلَکُ کُلَّ لَیْلَهٍ مِنْهُ إِلَی الصَّبَاحِ: طُوبَی لِلذَّاکِرِینَ طُوبَی لِلطَّائِعِینَ وَ یَقُولُ اللهُ تَعَالَی: «أَنَا جَلِیسُ مَنْ جَالَسَنِی وَ مُطِیعُ مَنْ أَطَاعَنِی وَ غَافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَنِی الشَّهْرُ شَهْرِی وَ الْعَبْدُ عَبْدِی وَ الرَّحْمَهُ رَحْمَتِی فَمَنْ دَعَانِی فِی هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ وَ مَنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ وَ مَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیْتُهُ وَ جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَیْنِی وَ بَیْنَ عِبَادِی فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَیَّ».


خداوند در آسمان هفتم، ملکی را منصوب کرده که به او «داعی» می گویند. هرگاه ماه رجب فرا می رسد، آن ملک هر شب تا صبح چنین ندا می دهد: خوشا به حال ذاکران! خوشا به حال اهل طاعت!
همانا خداوند متعال می فرماید: «من همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند، و مطیع کسی هستم که از من اطاعت نماید، و آمرزنده کسی هستم که از من آمرزش بطلبد. این ماه، ماه من است و بنده، بنده من و رحمت، رحمت من است؛ پس هر کس در این ماه، من را بخواند، او را اجابت می کنم و هر کس از من درخواستی داشته باشد، به او عطا می کنم و هر کس از من هدایت بخواهد، او را هدایت می نمایم. من این ماه را ریسمانی میان خود و بندگانم قرار دادم که هر کس به این ریسمان چنگ بزند، به من وصل شده است».


إقبال الأعمال، ج ۲، ص ۶۲۸

 نظر دهید »

گلایه فرهنگی و کاری که شایسته است؛ انجام شود...

29 آذر 1404 توسط دهقان

⚠ گلایه فرهنگی و کاری که شایسته است؛ انجام شود…

🔻 گلایه اخیر رهبر انقلاب از عملکرد دستگاه‌های فرهنگی و هنری کشور: «رفتاری که انسان از بعضی از دستگاه‌های فرهنگی و بعضی از دستگاه‌های مسئول و کسانی که باید به فکر این چیزها باشند میبیند، این را نشان نمیدهد؛ یعنی واقعاً اینکه ما این مفاهیم والا را، این ارزشها را به نسل جوان منتقل کنیم، نمی‌بینیم، و در خیلی از موارد مشاهده نمیکنیم.» ۱۴۰۴/۹/۲۴

👈 این گلایه به این معنا می تواند باشد که اقدام و عمل و کنش فرهنگی به‌خصوص در حیطه ارزش‌های انقلاب باید هنرمندانه و مطابق ارزش‌ها و معیارهای هنری باشد و اینکه صرفِ داشتن دغدغه ارزش‌های دینی و انقلابی، باعث ارزشمند شدن یک اقدام یا محصول فرهنگی نمی‌شود.

📝 محتوا و مضمون ارزشمند باید با فرم استاندارد هنری و فرهنگی هم‌نشین شود تا بتوان از احتمال تأثیر روی مخاطب سخن گفت. این زیست‌بوم، زیست‌بومی نیست که به صرف نیت و دغدغه بتوان درباره خروجی کارها و اقدامات‌ هم قضاوت کرد. خروجی باید از نظر استاندارهای هنری و فرهنگی هم نمره قبولی بگیرد.

❌ قرار نیست مضمون ارزشمند، پوششی شود برای ملتزم نبودن و بی‌توجهی به قواعد؛ آفاتی که بسیاری از نهادهای فرهنگی و هنری وابسته به بودجه عمومی به آن مبتلایند. قرار نیست مضمون ارزشمند، دوپینگی باشد برای پر کردن گزارش کارهای مدیریتی و سازمانی و نهادی و باجی برای بستن دهان منتقدان؛ قرار نیست مضمون ارزشمند، بهانه‌ای شود برای پر کردن بیلان کاری!

👌 نکته دیگر آنکه نهادها و مراکز عمومی و دولتی و حاکمیتی فرهنگ و هنر نباید تصور کنند به صرف تولید و طی فرایند ایده تا محصول، وظیفه و مأموریت‌شان را انجام داده‌اند. نهاد فرهنگ پس از به نتیجه رساندن ایده و تبدیل مضمون ارزشمند به یک محصول استاندارد فرهنگی و هنری باید به‌مانند دیگر بنگاه‌ها در پی اتصال محصول تولیدشده به مخاطب و مصرف‌کننده آن باشند و ارزیابی از تاثیر یا عدم تاثیر آن.

🔻چرا که وظیفه و هدف صرفاً تولید محصول و کالایی بوده و رها کردنش در فضای جامعه بی آنکه احساس مسئولیت و پیگیری و دغدغه رسیدن به مخاطب باشد، نیست بلکه عمل و اقدام و کنش فرهنگی و هنری با ‌غایت و هدف تأثیر و تقویت یک ایده تولید می‌شوند. تولید می‌شوند که نگاه و موضعی را نسبت به یک ایده به گونه‌ای هنرمندانه و عمیق تقویت کنند یا نگاه و نظری را نسبت به یک موضوع تغییر دهد.

❌ تولیداتی که اصولاً تولید کردن یا نکردن‌شان یکسان است و وجودشان و عدم وجودشان هم با هم برابر، اصولاً ماقبل این مرحله‌اند حتی اگر مضمون و محتوایی ارزشمند داشته باشند و خودشان را متصل به دایره معانی ارزش‌ها کنند. آنچه مایه موفقیت یک عمل و کنش فرهنگی و هنری است، تاثیرگذاری بر مخاطب است.

🔺 این معیارها را می‌توان مانیفست و اظهارنامه و معیار ارزیابی هر عمل و کنش فرهنگی و هنری دانست.

 

 نظر دهید »

زن ایرانی؛ روایگر حقیقت و معمار تمدّن

29 آذر 1404 توسط دهقان

زن ایرانی؛ روایگر حقیقت و معمار تمدّن

📚 تاریخ این سرزمین آموخته که اگر مردان در میدان شمشیر می‌زنند، زنان در میدان ایمان پیروز می‌شوند. زن ایرانی هیچ‌گاه نظاره‌گر حاشیه نبوده؛ او مرکز میدان و محور حماسه است. در نهضت تنباکو، مشروطه، قیام پانزدهم خرداد و دوران دفاع مقدس، زنان نه تنها هم‌قدم مردان، بلکه بارها پیش‌قدم بودند. به همین دلیل بود که امام خمینی‌رحمه‌الله‌علیه فرمودند: «ما نهضت خودمان را مرهون زنها می‌دانیم.» این یک توصیف احساسی نیست؛ اعتراف بنیان‌گذار انقلاب به حقیقت نقش‌آفرینی زن ایرانی در ساخت قدرت ملّی است.

🇮🇷 در دفاع مقدس، زنانی که لباس رزمندگان را می‌شستند، صرفاً کار پشتیبانی نمی‌کردند؛ در قلب کارزار، عملیات لجستیک ایمان را فرماندهی می‌کردند. کتاب «حوض خون» تنها بخش کوچکی از این جهاد را روایت می‌کند. آن بانوان، یک قرارگاه بی‌ادعا اما سرنوشت‌ساز بودند؛ قرارگاهی با فرماندهانی که نام‌شان در فهرست قهرمانان تاریخ، هنوز ثبت نشده است.

👌 نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی به زن، یک نگاه تزیینی یا نمایشی نیست؛ زن در منظومه‌ی فکری ایشان، معمار تمدّن است. او قهرمان میدان‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است؛ ستون خانواده و پاسدار نسل. به همین دلیل، معظم‌له در مورد مادران و همسران شهدا تعبیر «آیات صبر و مقاومت» را به کار برده‌اند؛ زنانی که فرزندان‌شان را به جبهه فرستادند، و خود، قله‌ی سربلندی شدند. در این انقلاب، آن‌کس که مجاهد را روانه‌ی میدان می‌کند، خود فاتح اصلی است.

👈 بی‌جهت نیست که رهبر انقلاب تصریح کردند: «انقلاب ما انقلاب زینبی است.» این یعنی بدون زن، نه انقلابی هست و نه انقلابی می‌ماند. هرکس زن ایرانی را تحقیر کند، دارد به ریشه‌های اقتدار این ملّت حمله می‌کند.

🔻 امروز میدان جنگ عوض شده است. دشمن فهمیده نمی‌تواند در نبرد سخت ملّت ایران را شکست دهد؛ پس جنگ روایت‌ها و حملات هویتی را آغاز کرده است. جنگ ترکیبی آمریکا علیه ایران، ادامه همان نبرد تاریخی است: کارزار جهانی برای ضربه‌زدن به ستون هویتی این ملّت یعنی زن ایرانی. دشمن می‌خواهد او را از قلّه مقاومت به حاشیه بی‌اثر‌گرایی بکشاند؛ از مادر شهید به عنصر سرگرمی و مصرف.

♦️ اما آن‌ها یک چیز را اشتباه فهمیده‌اند: زن ایرانی تسلیم نمی‌شود. او وارث زینب است؛ زنی که در اوج مصیبت، پرچم روایت حق را برافراشت و دشمن را شکست‌خورده تاریخ کرد. اکنون رسالت رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی بسیار روشن است: بازنمایی حقیقت زن ایرانی، نه تصویری که اتاق‌های جنگ روانی دشمن می‌سازند.

🇮🇷 آینده ایران، نه بر دوش کسانی که هویت زن را به کالای نمایش تنزل می‌دهند؛ بلکه بر شانه‌های بانوانی است که همچنان در خط مقدم این جنگ ایستاده‌اند. و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که دشمن از آن می‌ترسد.

 نظر دهید »

خاطره ای درس آموز از مسئولیت پذیری اجتماعی آیت الله حائری شیرازی

29 آذر 1404 توسط دهقان

خاطره ای درس آموز از مسئولیت پذیری اجتماعی آیت الله حائری شیرازی
ناقل خاطره: محمدعلی نادعلی

در تابستان سال ۷۷ با دوستانی به همدان رفتیم تا دو سه روزی در معیت استاد «حاج شیخ حسین انصاریان» باشیم. پیش از ظهر، ما را به سیاحتی در درّۀ «گنجنامه» بردند. چون تابستان و تعطیلات بود، جمعیت زیادی آمده بودند. متوجه شدیم مردم برای قضای حاجت مشکل دارند. به ما هم سرایت کرد؛ چون سه چشمۀ توالت موجود در گنجنامه گرفته بود که کاسۀ آنها پُر و لبریز از آلودگی شده بود. مردم به ناچار با سنگ و کلوخ و … قضای حاج می کردند.

ما که قصد داشتیم در آنجا تا غروب بمانیم، دیدیم با این وضع ممکن نیست لذا تصمیم گرفتیم کمی در تپه ها و باغات پیاده روی کنیم و برگردیم. ساعاتی بعد که به محل پارک ماشین ها کنار توالت های غیر قابل استفاده برگشتیم، متوجه صف مردم برای قضای حاجت و وضو گرفتن بعضی دیگر شدیم.

تصور کردیم شهرداری یا سازمان گردشگری که پول ورودی می گیرند، دستشویی را درست کرده اند! اما در میان مردم سخن از یک شیخ محترم بود که می گفتند به اینجا آمده برای دیدن گنجنامه و کار را ایشان درست کرده اند. راننده ما -که آنجا مانده بود- برایمان نقل کرد که یک روحانی آمد و وضع مستراح ها و مشکل مردم را که دید، اول سراغ مسئولین را گرفت، کسی حضور نداشت. از راننده و همراهانش کمک خواست و آنان هم چون دیدند آنجا پر از تعفّن و … است، به ایشان گفتند: «خیلی بوی بد می دهد و ابزاری برای پاکسازی نداریم. شیرهای آب هم خراب اند. نمی توانیم کاری بکنیم». لذا خود ایشان رفتند و اوضاع را دیدند. آنگاه، لباس روحانیت را از تن در آوردند و آستین ها را بالا زدند و دست هایشان را در کیسه های پلاستیکی میوه هایی که در ماشین بود کردند. سپس گفتند هرچه کیسۀ پلاستیک در ماشین ها هست، بیاورند. ایشان پارچه ای روی دهان و بینی خود بستند و شخصاً تمام اشیاء و لجن ها و … را با دست از کاسه های توالت بیرون کشیده و در کیسه ها ریختند و از راننده و محافظ ها -که حالشان به هم میخورد- خواستند از درّه با دبّه ها آب بیاورند. پس از تخلیه و باز کردن گرفتگی ها، همۀ توالت ها را شسته و آمادۀ استفاده مردم کردند. خرابی لوله ها و شیرهای آب را هم برطرف کردند و سپس، خود را طاهر کرده، وضو گرفته و در گوشۀ باغچه ای در آن نزدیکی به نماز ایستادند.

مشتاق شدم بروم ایشان را ببینم و بدانم کدام روحانی اند. از دور به ما نشانش دادند و تا آمدیم به ایشان برسیم سوار خودرو شده بودند. ماشین چرخی زد و از کنار ما رد شد و دیدم ایشان «آیت الله حائری شیرازی» نمایندۀ ولی فقیه و امام جمعه شیراز است. بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم و به همراهان گفتم: ای کاش رسیده بودیم و برای این کار، دستشان را بوسیده بودیم. همراهم به شوخی گفت: حالا نذر کن هر وقت دیدی، ببوسی تا قضای دست بوسی را بجا بیاوری! من با جدّیت گفتم: نذر می کنم حتما برای بوسیدن هر دو دستش به شیراز بروم.

چند ماه بعد استاد «حاج شیخ حسین انصاریان» را برای منبر به شیراز دعوت کردند و من هم برای دیدن آشنایان و دیدار ایشان و میزبانش «آیت الله حائری» به شیراز رفتم. هم فال بود و هم تماشا. هنگامی که به خانۀ آیت الله حائری رفتیم، تعدادی از روحانیان و مسئولان نشسته بودند. می دانستم آقای حائری به هیج وجه نمی گذارند کسی دستش را ببوسد. وسط مجلس ایستاده و اعلام کردم حاج آقا اجازۀ دست بوسی نمی دهند، اما من چند ماه پیش در همدان برای کاری که کرده اند، نذر شرعی کرده ام تا در نخستین دیدار، هر دو دست ایشان را ببوسم. بلافاصله، به سمتشان رفتم و با ذکاوت و هوشی که داشتند متوجه علت شدند. تا آمدند دست ها را پس بکشند، آن دو را گرفتم و بوسیدم و بر دیده گذاشتم. به مطایبه و نکته پرانی همیشگی گفتند: شما فقط اهل تشویق کار خوب هستید یا اهل عمل به کارهای خوب هم هستید؟ عرض کردم: دعایمان کنید که اهل عمل بشویم، چون پیش از جنابعالی، ما هم گرفتاری مردم و خودمان را در آن تنگه دیده بودیم و رد شدیم. کُمیت کار ما لنگ است، امیدوارم از شما بیاموزیم.

بعد آهسته تر فرمود: حالا نمی خواهد به این آقایان بگویید. بین خودمان باشد.

 نظر دهید »

ذلت باطنی

29 آذر 1404 توسط دهقان

آیت الله حائری شیرازی

🔸ذلت باطنی🔸

به شما طلاب توصیه می کنم که گاهی ایندستشویی_مدرسه_فیضیه را بروید تمیز کنید؛ به عنوان اینکه این طلبه ها #سرباز_امام_زمان اند. این کار برایت #ذلت باطنه (*) می آورد. وقتی دست آدم را می بوسند، آدم را جهنمی می کنند. آدم با فحش خوردن جهنمی نمی شود. آدم با #دست_بوسی_ها جهنمی می شود. با تعریف ها جهنمی می شود.
——————————————-
* اشاره به این فراز از دعای مکارم الاخلاق امام سجاد علیه السلام:
لَا تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلّا أَحْدَثْتَ لِي ذِلّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا»
خدايا … عزتى آشكارا برايم به وجود نياور مگر آنكه به همان نسبت خضوع و ذلتی باطنی در نفسم ایجاد کنی.

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 157
  • 158
  • 159
  • ...
  • 160
  • ...
  • 161
  • 162
  • 163
  • ...
  • 164
  • ...
  • 165
  • 166
  • 167
  • ...
  • 501
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

معاون فرهنگی نوشهر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس