معاون فرهنگی نوشهر

معاون فرهنگی نوشهر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

رجب، ماه ورودی

30 آذر 1404 توسط دهقان

🔹آیت الله حائری شیرازی🔹

🔸رجب، ماه ورودی🔸

زیارت امام رضا علیه السلام که مشرف می شوید، اول می‌رسید به بست. ارزش بست زیاد است، چون ورودی حرم است. رجب ماه ورودی است. رجب بست است، شعبان صحن است، رمضان حرم است و شب قدر، ضریح است.

 نظر دهید »

ماه رجب؛ ماه آمادگی برای پرواز

30 آذر 1404 توسط دهقان

🔹آیت الله حائری شیرازی🔹

🔸ماه رجب؛ ماه آمادگی برای پرواز🔸

شب_قدر، شب اوج گیری است. اما هواپیما که شب قدر یکدفعه نمی تواند اوج بگیرد! کسی اوج می گیرد که از اول رجب، کم کم دور موتور را شدیدتر کرده باشد تا شب قدر بتواند پرواز کند.

 نظر دهید »

مسئلۀ «خون»

30 آذر 1404 توسط دهقان

🔹آیت الله حائری شیرازی🔹

🔸مسئلۀ «خون»🔸

روزهایی که می گذرد، روزهای استثنایی است. عالَم، تحولات_بزرگی دارد پیدا می کند.
ما شیرازی ها، [قبرستان] دارالسلاممان سابقۀ هزارساله دارد؛ مربوط به دورۀ عَضُد الدوله و اینها بوده. اما تاکنون یک شهید در آن نداشتیم. در عوض، در زمان خودمان، در قبرستان «دارالرحمه»، بیش از چند هزار شهید داریم. شهرهای دیگر هم همینطور.

علمای ما احتیاط می کردند از اینکه وارد خون بشوند. وقتی از یک عالِمی می خواستند تعریف کنند، می گفتند: او کاری کرد که از دماغ کسی، خون هم نیاید. از وقتی که ما با «خون» سر و کار پیدا کردیم، دورۀ جدیدی را داریم تجربه می کنیم. شما خودتان [در فقه]، چقدر احتیاط می کنید در مسئلۀ دِماء و فروج؟! خیلی شدید! ولی امام راحل در این قسمت ها جسور بود و این نشان می دهد که پشتش به یک جایی گرم بود. من وقتی تاریخ فقهای شیعه را مطالعه می کنم، می بینم در مسئلۀ خون ریزی، احتیاط می کردند، وارد نمی شدند، مسائل را بدون خونریزی سعی می کردند حل کنند.

اما از وقتی که امام آمد، خودِ این خون را به عنوان حلّالِ مشکلات یاد کرد! امام در منشور روحانیت می گوید که هرکه در سیاست دخالت می کرد، عناوین اتهام آمیز را به او می زدند؛ تا اینکه «خون» آمد و مسائل را حل کرد؛ یعنی تفکر مردم با «خون» تغییر پیدا کرد. من فکرم این است که کسی جرأت نمی کند در این راه وارد بشود مگر اینکه پشتوانه داشته باشد. یعنی آنجا که پای خون در میان است، اتصال مرجعیت به امامت، باید تنگاتنگ باشد. آنهایی که در مسئلۀ خون دخالت نمی کنند، اتصالشان از نوع اتصال علمای سابق است. اینهایی که می خواهند در خون دخالت کنند، باید اتصال_فوق_العاده ای داشته باشند.

 نظر دهید »

حاکم باید قرص و محکم باشد

30 آذر 1404 توسط دهقان

🔹آیت الله حائری شیرازی🔹

🔸حاکم باید قرص و محکم باشد🔸

پیامبر (صلوات الله علیه) می‌داند اصحابش نفسانیت هم دارند. اگر به اینها، یعنی به جنبۀ نفسانی آن‌ها، رو بدهد، رشتۀ_امور را از دستش می‌گیرند و بعد، خود این‌ها تعدّی می‌کنند و پیامبر نمی‌تواند جلوی آن‌ها را بگیرد. هرکدام برای خودشان می‌شوند یک حاکم، یک رأس و یک رئیس و برای خودشان حوزۀ قدرتی درست می‌کنند. دیگر حاکمیت قضایی در آنجا به‌وجود نخواهد آمد.

شبی رسول اکرم(صلوات الله علیه) دیرتر برای نماز آمده بود. نماز مغرب را می‌خواندند و از مسجد خارج می‌شدند و بعد دوباره برای نماز عشاء می‌آمدند. وقت نماز عشاء گذشته بود، دیدند حضرت نیامد. یکی از اصحاب آمد دم در و به حضرت گفت: زن‌ها و بچه‌ها خوابیدند. دیر شد؛ بیایید برای نماز عشاء. می‌دانید پیغمبر (صلوات الله علیه) به او چه فرمود؟
فرمود: «لَیْسَ‌ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُونِی وَ لاَ تَأْمُرُونِی إِنَّمَا عَلَیْکُمْ أَنْ تَسْمَعُوا وَ تُطِیعُوا.»
برو! شما حق ندارید مرا اذیت کنید و #به من دستور بدهید، شما فقط باید بشنوید و اطاعت_کنید! خاموشش کرد! این همان پیامبر #خوش_اخلاق است؛ همان کسی که خداوند در موردش فرمود: (وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیم). اما مؤمن، سست نیست. مؤمن قرص و محکم است.

 نظر دهید »

چرا امام اجازه می داد دستش را ببوسند؟

30 آذر 1404 توسط دهقان

🔹آیت الله حائری شیرازی🔹

🔸چرا امام اجازه می داد دستش را ببوسند؟🔸

تواضع، غذای ساده خوردن نیست. تواضع، عمل_کردن_به_وظیفه است. اگر وظیفه انسان بالای مجلس نشستن است، همین ثواب را دارد. امام در دوره شاه از زندان آزاد شد. خدا رحمت کند برادرم آمده بود امام راحل را در این وضعیت دیده بود. گفت دو تا متکا این طرف و آنطرف امام گذاشته بودند. مردم می آمدند و دست امام را بوسه می زدند! امام دستش را نمی کشید!
این تواضع است. چون وظیفه‎اش است. می خواهد قدرت_خودش را به رژیم نشان بدهد. می خواهد ارادت مردم به خودش را به دشمن نشان دهد. وگرنه این نیست که از دست بوسیدن لذت ببرد. وظیفه‎اش را انجام می داد.

مأمون به امام رضا (ع) مجبور کرد که ولیعهد باشد، حضرت گفت: این کار را از من نخواه. گفت: اختیاری نیست. می خواهی با من مقابله کنی؟ من هم نوع دیگری رفتار می کنم؛ یعنی تو را می کشم. حضرت کرهاً (از روی کراهت) قبول کرد. حالا ولیعهد شده، دو برادر بودند به نام حسن بن سهل و فضل بن سهل. اینها همه کاره‎های مأمون هستند. این وزیر ارشد می آید پیش امام رضا -پیش ولیعهد-. حضرت دارند با یکی از یارانشان صحبت می کنند. ایستاده جلوی درب. حضرت به حرفشان ادامه دادند. مدت‎ها اذن (اجازه) داخل شدن به او نمی دهند. بعد حضرت می گوید کاری داری؟ اجازه می دهند که بیاید داخل. اما اذن نشستن را به او نمی دهند. ایستاده مطلبش را می گوید و حضرت جوابش را می دهند، می رود.

دیگران نباید این کار را بکنند. برایشان خطرناک است. امام در یک تواضعی است نسبت به خدا که اینگونه بی اعتنایی ها، او را متکبر نمی کند. او آنچنان ذلت باطنی دارد که این بی اعتنایی ها غرور برایش نمی آورد.
آقای گورباچف، آقای شوارت ناتزه را فرستاده بود که پاسخ پیام امام را بیاورد. امام خیلی عادی آمد. این وقتی می خواست پیام را بدهد میلرزید. امام هم وقتی که این فرد پیام را ابلاغ کرد گفت: اینها جواب من نیست. دستش را به علامت ردّ حرکت می داد. گفت: اینها جواب من نیست، من می خواستم دری بر دنیای جدیدی به روی شما باز کنم.
ببین! پس اخلاق و تواضع و بندگی خدا کردن، حرف خدا گوش دادن است. تواضع، این است. باید نگاه کند ببیند تکلیف چیست؟ عمده این است که انسان وقتی می خواهد کاری کند حجت داشته باشد.

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 155
  • 156
  • 157
  • ...
  • 158
  • ...
  • 159
  • 160
  • 161
  • ...
  • 162
  • ...
  • 163
  • 164
  • 165
  • ...
  • 501
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

معاون فرهنگی نوشهر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس