معاون فرهنگی نوشهر

معاون فرهنگی نوشهر

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نهج‌البلاغه، حکمت ۸۷

11 دی 1404 توسط دهقان

💥چرا ناامیدی؟!

الإمامُ عليٌّ عليه السلام : عَجِبتُ لِمَن يَقنَطُ و مَعهُ الاستِغفارُ!

امام على عليه السلام: در شگفتم از كسى كه استغفار را با خود دارد و با اين وصف نااميد می‌گردد!

📧نهج‌البلاغه، حکمت ۸۷

🔗یکی از بهترین الطاف ربوبی وجود کلمه شریفه استغفار است که کوه‌های گناهان را جابجا می‌فرماید و انسان را از وادی ظلمت به نور وارد می‌کند؟!

 

 نظر دهید »

حاضر جوابی یک زن در برابر ابن جوزی!

11 دی 1404 توسط دهقان

📚حاضر جوابی یک زن در برابر ابن جوزی!

 ✍یکی از ویژگی‌های اميرالمؤمنين علی علیه‌السّلام این بود که کراراً به مردم فرمود :
سلونی قبل ان تفقدونی؛ 
قبل از آن‌که مرا از دست بدهید، هرچه می‌خواهید از من بپرسید.
چنین سخنی مخصوص آن حضرت و امامان معصوم (علیهم‌السّلام) است، و هر کسی بعد از او چنین ادّعا کرد رسوا گردید،
اینک به مناظره یک بانوی دلیر با سبط بن جوزی توجّه کنید: روزی «سبط بن جوزی» در بالای منبر، همین سخن را گفت؛ که ‌ای مردم! سلونی قبل ان تفقدونی!
🔺ناگاه بانوئی از پای منبر، چنین سؤال کرد:
«به من خبر بده، آیا این حدیث درست است که نقل شده وقتی که جمعی از مسلمانان، عثمان را کشتند، جنازه‌اش (سه روز) در مزبله ماند و کسی نرفت
تا جنازه او را بردارد و به خاک بسپارد».
سبط: آری درست است
بانو : آیا این حدیث نیز درست است که وقتی سلمان در مدائن از دینا رفت، امام علی (علیه‌السّلام) از مدینه (یا کوفه) با طی الارض به مدائن رفت و بر جنازه سلمان نماز خواند
و به احترام او، در مراسم کفن و دفن او شرکت
نمود، و نگذاشت جنازه او در زمین بماند
🔺و سپس بازگشت؟
سبط : آری درست است
بانو : بنابراین، چرا علی (علیه‌السّلام)
هنگام مرگ عثمان، با این‌که در مدینه بود، کنار جنازه عثمان نرفت، تا آن را بردارد و به خاک بسپارد؟
در این صورت یا علی (علیه‌السّلام) خطاکار است که از دفن جنازه عثمان، اهمالی نمود،
و یا عثمان غیر مؤمن است که علی (علیه‌السّلام) خود را از دخالت در دفن جنازه عثمان، معاف دانست!
سبط بن جوزی در برابر این سؤال فرو ماند،
چرا که دید اگر هر کدام از آن دو (علی (علیه‌السّلام) یا عثمان) را خطاکار بداند، برخلاف عقیده خود سخن گفته است،
🔺زیرا او هر دو آن‌ها را خلیفه برحق می‌دانست، از این رو گفت:
«ای زن! اگر با اجازه شوهرت از خانه بیرون آمده‌ای و در برابر نامحرمان، این‌گونه با من بحث می‌کنی که لعنت خدا بر شوهرت باد،
و اگر بدون اجازه او آمده‌ای، خدا تو را
لعنت کند»
آن بانو بی‌درنگ گفت :
آیا عایشه که به جنگ امیرمؤمنان علی (علیه‌السّلام) بیرون آمد و جنگ جمل را به راه‌ انداخت، با اجازه شوهرش پیامبر (صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم) بیرون آمده بود،
یا بدون اجازه او؟
سبط بن جوزی، در پاسخ این سؤال نیز
درمانده شد، زیرا اگر می‌گفت بدون اجازه
🔺شوهرش بیرون آمده، عایشه را تخطئه
می‌کرد، و اگر می‌گفت :
با اجازه بیرون آمده، رسول خدا را تخطئه
می‌کرد، و هر کدام از این دو پاسخ، با عقیده‌اش سازگار نبود، بناچار درمانده گردید،
و از بالای منبر پائین آمد و به خانه‌اش رفت.

📚شجره طوبی ج۱ ص ۶۷

 نظر دهید »

حاضر جوابی یک زن در برابر ابن جوزی!

11 دی 1404 توسط دهقان

📚حاضر جوابی یک زن در برابر ابن جوزی!

 ✍یکی از ویژگی‌های اميرالمؤمنين علی علیه‌السّلام این بود که کراراً به مردم فرمود :
سلونی قبل ان تفقدونی؛ 
قبل از آن‌که مرا از دست بدهید، هرچه می‌خواهید از من بپرسید.
چنین سخنی مخصوص آن حضرت و امامان معصوم (علیهم‌السّلام) است، و هر کسی بعد از او چنین ادّعا کرد رسوا گردید،
اینک به مناظره یک بانوی دلیر با سبط بن جوزی توجّه کنید: روزی «سبط بن جوزی» در بالای منبر، همین سخن را گفت؛ که ‌ای مردم! سلونی قبل ان تفقدونی!
🔺ناگاه بانوئی از پای منبر، چنین سؤال کرد:
«به من خبر بده، آیا این حدیث درست است که نقل شده وقتی که جمعی از مسلمانان، عثمان را کشتند، جنازه‌اش (سه روز) در مزبله ماند و کسی نرفت
تا جنازه او را بردارد و به خاک بسپارد».
سبط: آری درست است
بانو : آیا این حدیث نیز درست است که وقتی سلمان در مدائن از دینا رفت، امام علی (علیه‌السّلام) از مدینه (یا کوفه) با طی الارض به مدائن رفت و بر جنازه سلمان نماز خواند
و به احترام او، در مراسم کفن و دفن او شرکت
نمود، و نگذاشت جنازه او در زمین بماند
🔺و سپس بازگشت؟
سبط : آری درست است
بانو : بنابراین، چرا علی (علیه‌السّلام)
هنگام مرگ عثمان، با این‌که در مدینه بود، کنار جنازه عثمان نرفت، تا آن را بردارد و به خاک بسپارد؟
در این صورت یا علی (علیه‌السّلام) خطاکار است که از دفن جنازه عثمان، اهمالی نمود،
و یا عثمان غیر مؤمن است که علی (علیه‌السّلام) خود را از دخالت در دفن جنازه عثمان، معاف دانست!
سبط بن جوزی در برابر این سؤال فرو ماند،
چرا که دید اگر هر کدام از آن دو (علی (علیه‌السّلام) یا عثمان) را خطاکار بداند، برخلاف عقیده خود سخن گفته است،
🔺زیرا او هر دو آن‌ها را خلیفه برحق می‌دانست، از این رو گفت:
«ای زن! اگر با اجازه شوهرت از خانه بیرون آمده‌ای و در برابر نامحرمان، این‌گونه با من بحث می‌کنی که لعنت خدا بر شوهرت باد،
و اگر بدون اجازه او آمده‌ای، خدا تو را
لعنت کند»
آن بانو بی‌درنگ گفت :
آیا عایشه که به جنگ امیرمؤمنان علی (علیه‌السّلام) بیرون آمد و جنگ جمل را به راه‌ انداخت، با اجازه شوهرش پیامبر (صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم) بیرون آمده بود،
یا بدون اجازه او؟
سبط بن جوزی، در پاسخ این سؤال نیز
درمانده شد، زیرا اگر می‌گفت بدون اجازه
🔺شوهرش بیرون آمده، عایشه را تخطئه
می‌کرد، و اگر می‌گفت :
با اجازه بیرون آمده، رسول خدا را تخطئه
می‌کرد، و هر کدام از این دو پاسخ، با عقیده‌اش سازگار نبود، بناچار درمانده گردید،
و از بالای منبر پائین آمد و به خانه‌اش رفت.

📚شجره طوبی ج۱ ص ۶۷

 نظر دهید »

از امروز و فردا كردن بپرهيز

11 دی 1404 توسط دهقان

امام باقر عليه السلام:

از امروز و فردا كردن بپرهيز؛ زيرا آن دريايى است كه هلاک شوندگان در آن غرق می شوند .

تحف العقول، صفحه 285

امروز و فردا کردن و کار امروز رو به فردا انداختن…
یعنی همینکه می خواهی دیگه نمازهات رو اول وقت و با حضور قلب بخونی یا نمازهات رو با توجه وبا همه وجود بخونی یا می خواهی نمازهات رو به جماعت و در مسجد بخونی ولی می ذاری برای بعدا…
یعنی همینکه می خواهی هر روز قرآن بخونی و دعاهای زیبا رو بخونی ولی می ذاری برای بعدا…
یعنی همینکه که می خواهی امانت یا پول شخصی رو ببری پس بدی می گی حالا بعدا…
یعنی همینکه می خواهی یک کار خیری بکنی می گی بعدا…
یعنی همینکه می خواهی یک فن یا هنری رو یاد بگیری می گی بعدا…
یعنی همینکه می خواهی یک کتاب خوب بخونی می گی بعدا…
یعنی همینکه می خواهی از گناه توبه کنی می گی بعدا…
یعنی همینکه می خواهی بری با کسی که قهری آشتی کنی می گی بعدا…
یعنی همینکه می خواهی نماز روزه های قضات رو به جا بیاری می گی بعدا…
یعنی همینکه می خواهی شیر آب که چکه چکه می کنه رو درست کنی می گی بعدا…
و…

 نظر دهید »

جهاد فکری کم‌نظیر علامه طباطبایی

11 دی 1404 توسط دهقان

📹 جهاد فکری کم‌نظیر علامه طباطبایی

🔹️بیانات رهبر انقلاب درباره خصوصیات علامه طباطبایی

🔻دختر علامه طباطبایی می‌گوید:
«در اتاقی که کرایه کرده بودیم، در طرفی پدرم برای طلاب تدریس می‌کرد
و ما در پشت پرده زندگی می‌کردیم؛ ولی با تمام این مشکلات، زندگی بسیار شادی داشتیم.
مادرم مشکلات را از پدرم پنهان می‌کرد و معتقد بود حتی یک ساعت اشتغال ذهن پدرم به مسائل زندگی، برای مادر گناه محسوب خواهد شد و تمامی مشکلات زندگی را از پدر پنهان می‌کردند تا ایشان با خیال آسوده به تحصیل و تدریس بپردازند.»

📚هادی حسین‌خانی، الگوی خانواده اخلاقی‌، ص ۶۳

 

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 95
  • 96
  • 97
  • ...
  • 98
  • ...
  • 99
  • 100
  • 101
  • ...
  • 102
  • ...
  • 103
  • 104
  • 105
  • ...
  • 502
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

معاون فرهنگی نوشهر

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس